جهان زندگى مىكند ، ناچار است براى دست يافتن به غرض غايى از خلقت و يا نتايج ظاهرى و معنوى و اخروى ، از سلامتى و صحّت بدن عنصرى خويش بهرهمند شود و اگر ضعف و يا كسالتهاى جسمى و غيره به وى عارض شود ، نخواهند توانست از عبادات خالصانه و با خشوع و توجّه كامل روحى خويش بهرهمند گردد ، شايد تقاضاى دعا به جهت نيل به چنان معناى روحانى باشد ، لذا فرموده شده : « لا تُغَيِّرْ جِسْمِى » فرموده نشده ( چون جمله گذشته ) « لا تُبَدِّلِ جِسْمِى » ؛ زيرا اگر تبدّل فرموده شده بود ، ممكن بود به معناى صورت تمثلى بعد از اين عالم ( كه در قيامت ، اشخاص به صورت اخلاقهاى ناپسنديدهشان ظاهر مىشوند ) معنا نمود .
( 160 )
« رَبِّ لا تُجْهِدْ بَلائِى ، رَبِّ لا تُشْمِتْ بِى أَعْدائِى . » « 1 »
پروردگارا ، مرا به بلاى طاقت فرسا دچار مساز . پروردگارا ، مرا دشمن شاد مگردان .
تقاضاى سهولت در امتحان الهى نه ترك امتحان
شايد جملهى اوّل در مقام اين باشد ، كه : « آزمايش مرا سخت قرار مده » ، نه اين كه بفرمايد :
« امتحانم مكن . » ؛ زيرا خداوند متعال مىفرمايد :
أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ
« 2 »
آيا مردم پنداشتند كه تا گفتند ايمان آورديم ، رها مىشوند و مورد آزمايش قرار نمىگيرند ؟
بشر به طور عموم به حساب ضعف عالم بشريت ، تاب و طاقت امتحانهاى دشوار
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 695 .
( 2 ) . سورهى عنكبوت ، آيهى 2 .