الهى را ندارد ؛ مگر اين كه جنبه روحانيت آنان ( چون انبيا و اوصيا - عليهمالسّلام - ) ، بر جنبه جسمانيّتشان غلبه داشته باشد . در عين حال ، از آيات زيادى همچون آيه گذشته استفاده مىشود كه خداوند ابتلاء و امتحان را براى همه دارد و مىفرمايد :
- وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجاهِدِينَ مِنْكُمْ وَ الصَّابِرِينَ
« 1 »
و البته شما را مىآزماييم تا مجاهدان و شكيبايانِ شما را بازشناسانيم و گزارشهاى [ مربوط به ] شما را رسيدگى كنيم .
- خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا
« 2 »
مرگ و زندگى را پديدآورد تا شما را بيازمايد كه كدامتان نيكوكارتريد .
و آيات ديگر .
و امّا دربارهى جملهى « وَ لا تُشْمِتْ بِى أَعْدائِى » مىتوان گفت : بعيد نيست اين جمله ، در تعقيب جمله اوّل : « وَ لا تُجْهِدْ بَلائِى » و تتميم آن جمله باشد و بفرمايد : اگر ابتلاى مرا سخت بگيرى و من از تحمّل آن بازمانم ، دشمنانم مرا سرزنش خواهند كرد . حضرت موسى - عليهالسّلام - در بازگشتش به قومش و مشكلاتى كه برايش پيش آورده شده بود به پسر مادرش [ برادرش ] فرمود :
قالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَ كادُوا يَقْتُلُونَنِي فَلا تُشْمِتْ بِيَ الْأَعْداءَ وَ لا تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
« 3 »
اى فرزند مادرم ، اين قوم ، مرا ناتوان يافتند و چيزى نمانده بود كه مرا بكشند ، پس مرا دشمن شاد مكن و مرا در شمار گروه ستمكاران قرار مده .
لذا مىتوان گفت بيان دعا ، درخواست سخت قرار نگرفتن ابتلاء و امتحان بنده از سوى بنده است .
هامش
( 1 ) . سورهى محمّد ، آيهى 31 .
( 2 ) . سورهى ملك ، آيهى 2 .
( 3 ) . سورهى اعراف ، آيهى 150 . سزاوار است از آيهى 147 ملاحظه شود .