( 155 )
« وَ شَكُورٌ إِذا شُكِرْتَ ، وَ ذاكِرٌ إِذا ذُكِرْتَ . » « 1 »
و هرگاه از تو سپاسگزارى شود ، بسيار سپاسگزارى مىكنى و هرگاه ياد شوى ، ياد مىكنى .
شكر و ذكر الهى از سيدالشهداء - عليهالسّلام -
آرى ، ياد خداوند متعال و شكر نعمتهاى مقام و منزلت و فدا كردن ياران و آن چه آن حضرت داشته ، همين بوده كه در راه حضرت حقّ سبحانه اهدا نمايد و آن بزرگوار ، هيچ كوتاهى در آن ننموده است . خداوند هم آن همه عنايات اخروى و دنيوى و عظمت را از او - عليهالسّلام - دريغ نداشته و همواره شاكر و ذاكرش بوده و مىباشد ، با اين همه ، عرض مىكند :
( 156 )
« أَدْعُوكَ مُحْتاجاً ، وَ أَرْغَبُ إِلَيْكَ فَقِيراً ، وَ أَفْزَعُ إِلَيْكَ خائِفاً ، وَ أَبْكى إِلَيْكَ مَكْرُوباً ، وَ أَسْتَعِينُ بِكَ ضَعِيفاً ، وَ أَتَوكَّلُ عَلَيْكَ كافِياً . » « 2 »
با اظهار نياز تو را مىخوانم و با اظهار نادارى ، به درگاهت مىگرايم و بيمناكانه به تو پناهنده مىشوم و با حال اندوه ، گريه سر مىدهم و با ناتوانى از تو يارى مىجويم و براى كفايت امورم ، بر تو توكل مىكنم .
توجه سيدالشهداء - عليهالسّلام - به بندگى حق تعالى در وجود خويش
چگونه ممكن است آن حضرت - عليهالسّلام - كه خويش را بندهى حق سبحانه مىبيند ، نه صاحب كمالات ، سخنانى آن چنان نداشته باشد و نفرمايد : « أَدْعُوكَ مُحْتاجاً . . . » و نگويد :
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 690 .
( 2 ) . همان .