- وَ قَوْلِهِمْ قُلُوبُنا غُلْفٌ بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْها بِكُفْرِهِمْ
« 1 »
و گفتارشان كه : دلهاى ما در غلاف است [ لعنتشان كرديم ] ؛ بلكه خدا به خاطر كفرشان بر دلهايشان مُهر زد .
- كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ
« 2 »
نه چنين است ، بلكه آن چه مرتكب مىشدند ، زنگار بر دلهايشان بسته است .
تفاوت باطنى قلب سليم و غيرسليم
از تمام آيات فوق و نظير آنها مىتوان بيانى را كه درباره قلب سليم و غيرسليم داشتيم استفاده نمود . گرچه در آيات فوق ، صورتاً نسبت خوبى و بدى به قلب داده شده ، ولى در هر دو ، قلب همه كاره است ، تنها فرق در توجّه نداشتن به ملكوت خود و توجّه داشتن به آن مىباشد و قلب قاسى همان است كه براى خود ، بدون توجّه به حقيقتش استقلال قايل است و : « لا يَفْقَهُونَ » و غيره نام گرفته و يگانه چيزى كه آن را غيرمعمور ساخته ، عصيان ( بهمعناى اعم ) الهى است و يگانه چيزى كه آن را معمور مىسازد ، طاعت و بندگى او سبحانه است ( به معنى وسيعش ) ، اين جاست كه معلوم مىشود چرا فرموده شده : « وَ اعْمُرْ قَلْبِى بِطاعَتِكَ . » و : « وَ لا تُخْزِنِى بَمَعْصِيَتِكَ . »
( 139 )
« أَللَّهُمَّ . . . ارْزُقْنِى مُواساةَ مَنْ قَتَّرْتَ عَلَيْهِ مِنْ رِزْقِكَ بِما وَسَّعْتَ عَلَىَّ مِنْ فَضْلِكَ ، وَ نَشَرْتَ عَلَىَّ مِنْ عَدْلِكَ وَ أَحْيَيْتَنِى تَحْتَ ظلِّكَ . » « 3 »
خداوندا ! . . . با روزى افزونى كه به من ارزانى داشته و با دادگرىات كه بر من گسترده و در زير سايهات زندگانى بخشيدهاى ، همدردى نمايم .
هامش
( 1 ) . سورهى نساء ، آيهى 155 .
( 2 ) . سورهى مطففين ، آيهى 14 .
( 3 ) . اقبال الاعمال ، ص 687 و 688 .