بازگشت به فطرت ؛ عمارت قلب و معناى قلب سليم
بشر داراى يك قلب ملكوتى بيش نيست ، چنان كه خداوند متعال مىفرمايد :
وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ كَفى بِاللَّهِ وَكِيلًا * ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ
« 1 »
و بر خدا اعتماد كن ، همين بس كه خدا نگهبان [ تو ] ست . * خداوند براى هيچ مردى در درونش ، دو دل ننهاده است .
كلام الهى به خوبى بشر و به خصوص مؤمن را توجّه مىدهد كه همواره بايد تكيهگاهش در تمام امور ، خداوند متعال باشد و بس ؛ زيرا اوست كه قلب و حقيقت ملكوتى انسان است . آنان كه توجه به غيرحقّ سبحانه را اختيار مىنمايند و تكيهگاهشان را غير او سبحانه قرار مىدهند ، از طريق فطرى و خدادادشان خارج شدهاند و بازگشت به اين امر خداداد ، همان عمارت قلب است كه در دعا به آن اشاره شده بود : « وَ اعْمُرْ قَلْبِى بِطاعَتِكَ » و همان قلب سليمى است كه خداوند متعال مىفرمايد :
- يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ * إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ
« 2 »
روزى كه هيچ مال و فرزندى سود نمىدهد ، مگر كسىكه دلى پاك ، به سوى خدا بياورد .
- سَلامٌ عَلى نُوحٍ فِي الْعالَمِينَ
* . . .
وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ * إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ
« 3 »
درود بر نوح در ميان جهانيان . . . و بىگمان ، ابراهيم از پيروان اوست . آن گاه كه با دلى پاك به [ پيشگاهِ ] پروردگارش آمد .
و همان است كه خداوند متعال به اوّابين و منيبين و آنان كه به تمام معنى به خداوند رجوع نمودهاند ، وعدههاى نيكوى اخروى داده و مىفرمايد :
وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ * هذا ما تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍ * مَنْ
هامش
( 1 ) . سورهى احزاب ، آيات 3 و 4 .
( 2 ) . سورهى شعراء ، آيات 88 و 89 .
( 3 ) . سورهى صافّات ، آيات 79 و 83 و 84 .