( 130 )
« إِلهِى ! بِكَ عَلَيْكَ إِلّا أَلْحَقْتَنِى بِمَحَلِّ أَهْلِ طاعَتِكَ وَ الْمَثْوَى الصّالِح مِنْ مَرْضاتِكَ ، فَإِنِّى لا أَقْدِرُ [ لا أَمْلِكُ ] لِنَفْسِى دَفْعاً ، وَ لا أَمْلِكُ لَها نَفْعاً . » « 1 »
معبودا ، به تو ، بر تو سوگند كه مرا به قرارگاه بندگان فرمانبر خويش و جايگاه شايستهى خشنودىهايت بپيوندى ؛ زيرا من نه مىتوانم خود را از چيزى برهانم و نه مىتوانم سودى به خويشتن برسانم .
تحليل دقيق معناى « محل اهل اطاعت » و « جايگاه صالح »
كمالاتش خوب ظاهر مىشود كه دو حاجت بعد از آن ، بايد حاجاتى بسيار با عظمت باشد كه نصيب هر كس نمىشود ؛ زيرا فرموده نشده « أَلْحِقْنِى بِهِ أَهْلِ طاعَتِكَ » فرموده شده : « بِمَحَلِّ أَهْلِ طاعَتِكَ » و فرموده نشده : « أَلْحِقْنِى بِصالِحِ مَرْضاتِكَ » بلكه فرموده شده :
« بِالْمَثْوَى الصّالِحِ مِنْ مَرْضاتِكَ » .
محلّ اهل طاعت ، همان منزلت معنوى والايى است كه انبيا و اوصيا - عليهمالسّلام - و به خصوص رسول گرامى و اوصيايش - صلوات اللَّه عليهم اجمعين - تمكّن در آن داشتهاند و نام آن را شهود فقر ذاتى ، عبوديّت حقيقى ، مخلَصيّت ، اجتباء ، عصمت و تعبيرات ديگرى كه در كتاب و سنّت از آن ياد شده ، مىتوان گذارد .
جايگاه صالح را نيز مىتوان منزلتى و الا و بالاتر از آن چه ذكر شد گفت كه مقام احديّت و محمود و منزلتى است كه رسولاللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - و اوصيايش - عليهمالسّلام - را نصيب گشته و تمكّن در آن داشتهاند ؛ زيرا فرموده نشده : « بِمَثْوى أَهْلِ مَرْضاتِكَ . » فرموده شده : « بِمَثْوى مَرْضاتِكَ » و مرضات الهى ، همان
ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً
« 2 » ؛ ( خشنود و خداپسند به سوى پروردگارت باز گرد . ) و :
وَ ادْخُلِي
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 687 .
( 2 ) . سوره فجر ، آيه 28 .