فضيلت توحيد از راه شهود
نكتهاى كه بايد در اين بخش مورد توجه خوانندگان آگاه به مبانى توحيدى قرار گيرد ، باى « بك » در سه بخش ابتداى جملههاى فوق است كه اشاره به ارتباط بىواسطه با حقّ سبحانه دارد ؛ زيرا كسىكه مىخواهد از طريق علّت و آثار پى به خالق جهان هستى ببرد و يا اسباب و مسبّبات را واسطه چنگ زدن به حقّ سبحانه بداند ، چنين شخصى ، فقيرانى را كه خود محتاج به حقّند ، راهنما به حقّ سبحانه و سبب پناهندگى به او سبحانه قرار داده ، ولى اگر به شهود حضرتش - تباركوتعالى - ( با ديده دل ) راه يافته باشد و آثار و عالم ملكى و خلقى را احاطه شدهى به عالم ملكوتىشان مشاهده نموده باشد خواهد گفت :
- « إِلهِى ! تَرَدُّدِى فِى الْآثارِ يُوجِبُ بُعْدَ الْمَرارِ . » « 1 »
معبودا ، سير در آثار [ آفرينش تو ] ، موجب دورى از ديدار تو است .
- « كَيْفَ يُسْتَدَلُّ عَلَيْكَ بِما هُوَ فِى وُجُودِهِ مُفْتَقِرٌ إِلَيْكَ . » « 2 »
چگونه مىتوان با چيزى كه در وجودش نيازمند به تو است ، بر تو راه يافت ؟
اين جاست كه خواهد دانست چرا راه واقعى به خدا و اعتصام به او سبحانه ، منحصر به : « إِنْتَهَجَ بِكَ » و : « إِعْتَصَمَ بِكَ » فرموده شده و چرا مىفرمايد : « وَ قَدْ لُذْتُ » و من آن چنانم و هر گز خود و مظاهر را مورد توجّهم قرار نمىدهم : « فَلا تُخَيِّبْ ظَنِّى مِنْ رَحْمَتِكَ وَ لا تَحْجُبْنِى عَنْ رَأْفَتِكَ . »
در نتيجه از جملههاى فوق به خوبى استفاده مىشود كه كسى مورد لطف الهى به تمام معنى قرار خواهد گرفت و خداوند او را : « مُسْتَنِيرٌ » و : « مُستَجِيرُ » به خود مىنمايد كه :
« إِنْتَهَج بِكَ » و : « إِعْتَصَمَ بِكَ » ، مشهودش باشد و گفتارش نيز اين باشد :
« تَرَدُّدِى فِى الْآثارِ يُوجِبُ بُعْدَ الْمَزارِ فَأَجْمِعْنِى عَلَيْكَ بِخِدْمَةٍ تُوصِلُنِى إِلَيْكَ ، كَيْفَ يُسْتَدَلُّ عَلَيْكَ بِما هُوَ فِى وُجُودِهِ مُفْتَقِرٌ إِلَيْكَ ، أَيَكُونُ لِغَيْرِكَ مِنَ الظُّهُورِ ما لَيْسَ لَكَ حَتّى يَكُونَ هُوَ الْمُظْهِرَ لَكَ ؟ مَتى رغِبْتَ حَتّى تَحْتاجَ إِلى دَلِيلٍ يَدُلُّ
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 348 و 349 .
( 2 ) . همان .