نيز در جملههاى گذشته اظهار ناراحتى مىنمايند ) لذا فرموده شد : « وَ كُلَّما أَرَدْتَ أَنْ أَكُونَ كُنْتُ . . . »
( 124 )
« إِلهِى ! أُنْظُرَ إِلَىَّ نَظَرَ مَنْ نادَيْتَهُ فَأَجابَكَ . » « 1 »
معبودا ، به من بنگر ، همانند كسى كه ندايش كردى و پاسخ مثبت به تو داد .
تقاضاى دوام مقام بقاى باللَّه از سوى معصوم - عليهالسّلام -
فرق بسيار است ميان اين كه عاشقى ، معشوقش را بخواند و او جوابش را بدهد و نظر عنايت به وى كند و يا معشوقى به عاشقش نظر عنايت داشته باشد و بخواندش و وى جوابگو باشد .
بخش فوق به قسم دوّم مشير است ؛ چرا كه در قسم اوّل ، عاشق بايد خويش را ببيند تا تقاضاى نظر لطف او سبحانه را به خود بنمايد ، ولى در دوّم ، تا بنده به فناى خويش راه پيدا نكرده ، ممكن نيست نظر معشوق به وى باشد كه فرموده شده : « نَظَرَ مَنْ نادَيْتَهُ فَأَجابَكَ . »
و شايد منظور از « اجابت » اين باشد كه بنده ، هستى خويش را - كه گمان مىكرد از خويش است - به او سبحانه داده و به مخلَصيّت راه يابد . در واقع ، گويا امام - عليهالسّلام - با آن بيان ، دوام مخلَصيّت و يا آن منزلت دايمى و بالاتر از آن را كه دوام بقاى باللَّه است ، تقاضا مىنمايد . لذا در جملههاى ديگرى كه مىآيد : « إِلهِى ! وَ اجْعَلْنِى مِمَّنْ نادَيْتَهُ فَأَجابَكَ ، وَ لاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالِكَ . » « 2 » ؛ ( معبودا ، مرا همشمارِ كسانى ساز كه آنان را خواندى و پاسخت دادند و به آنان نگريستى و در برابر شكوه تو مدهوش گشتند . ) باز تقاضاى همين منزلت شده كه : « نادَيْتَهُ » فرموده و در بخش ذيل نيز با بيانى روشنتر مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 686 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 687 .