محبت واقعى به حق ؛ شهود تجليات الهى
از بيان بخش فوق دعا ظاهر مىشود : بيداران محبّت الهىاند كه مىتوانند از معصيت او سبحانه اعراض داشته باشند . امّا اين كه اين گفتار را چگونه مىتوان درباره معصوم - عليهالسّلام - و غيرمعصوم - عليهالسّلام - پياده نمود ؟ گمان مىشود با توضيحاتى كه پيش از اين داديم ، مىتوان مشكل اين بخش را نيز حلّ نمود ؛ علاوه ، بگوييم امام - عليهالسّلام - محبّت واقعيش را - كه شهود تجلّيات حضرت حقّ سبحانه باعث آن مىشود - تقاضا مىكند تا از گناه - به حسابى كه پيش از اين ذكر آن را نموديم - عذرخواهى كرده باشد و يا دوام محبّت و شهود او سبحانه را طلب مىفرمايد و ديگران ، تلبس به محبت را ، تا از گناه بازداشته شوند .
( 123 )
« وَ كَما [ كُلَّما ] أَرَدْتَ أَنْ أَكُونَ كُنْتُ ، فَشَكَرْتُكَ بِإِدْخالِى فِى كَرَمِكَ ، وَ لِتَطْهِيرِ قَلْبِى مِنْ أَوْساخِ الْغَفْلَةِ عَنْكَ . » « 1 »
و چنان كه [ هرگاه ] خواستى ، شدم و از تو سپاسگزارى كردم كه مرا در قلمرو بخشش خويش درآورى و دلم را از آلودگىهاى غفلت از خود پاك ساختى .
مصونيت معصوم - عليهالسّلام - از آلودگىهاى عالم طبع
آرى ، اراده و كرامت الهى نسبت به امام معصوم - عليهالسّلام - آنگونه تعلّق گرفته كه به محبّت شهودى مشرّف باشد و از آلودگىها و غفلتهايى كه ديگران در اثر تماس بيش از اندازه به عالم طبع مبتلا به آنند ، محفوظ و مصون بماند ( در عين اين كه از حدّ اعتدالش
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 686 .