بشريّت است ، مكلّف است كه به آن خواستهها و تكاليف ، جوابگو باشد و تنها فرق ميان امام - عليهالسّلام - و غير امام - عليهالسّلام - اين است كه معصوم - عليهالسّلام - از اعضاء و جوارح ، در حدّ اعتدال استفاده مىفرمايد و به تكاليفش نسبت به جوارح نيز به طورى كه خداوند مىخواهد عمل مىكند ؛ ولى غيرمعصومين - عليهمالسّلام - بيشترشان مبتلا به عدم اعتدال - به خصوص در زمانجوانى - مىباشند ، ناچار بايد سخنان فوق « وَ قَدْ أَفْنَيْتُ عُمْرِى . » را داشته باشند . ولى امام - عليهالسّلام - اگر چنين سخنانى را دارد ، شايد بدان جهت است كه به جنبهى روحانيّت خود ، اهميت بيشترى مىدهد و يا بگوييم جنبهى روحانيّتش بر عالم طبعاش غالب مىباشد و مىخواهد همواره به آن نظر داشته و غرق در شهود الهى باشد ، ولى تكاليف و مقتضيات عالم طبع به او اجازه نمىدهد و همين معنى وى - عليهالسّلام - را به آن گفتار وامىدارد .
مناجات هر كس با خداوند متعال به قدر ظرفيت ايمانى
امّا جملهى : « أَيّامَ اغْتِرارِى بِكَ . » و جمله : « رُكُونِى إِلى سَبِيلِ سَخَطِكَ . » را چگونه مىتوان به امام معصوم - عليهالسّلام - نسبت داد ؟ شايد بتوان اين دو جمله را نيز به حساب ديد و توجّه امام - عليهالسّلام - و بيانى كه درباره « أَفْنَيْتُ عُمْرِى » نموديم در نظر گرفت ، نه آن چه را كه غير او اظهار مىدارد ؛ خلاصه آن كه مىتوان گفت : هر كس سخنان بخش 9 از اين مناجات و شبيه به آن را مىگويد ، به حساب مراحل ايمانش با خداوند متعال گفتگو دارد ، فتأمّل .
( 122 )
« إِلهِى ! لَمْ تَكُنْ لِى حَوْلٌ فَأَنْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِيَتِكِ إِلّا فِى وَقْتٍ أَيْقَظْتَنِى لِمَحَبَّتِكَ . »
معبودا ، مرا ياراى آن نبود كه خود را از نافرمانىات وارهانم ، مگر آن گاه كه تو ، مرا براى دوستى ورزيدن با خويش بيدارم ساختى .