مَثَل بهشتى كه به پرهيزگاران وعده داده شده [ چون باغى است كه ] در آن نهرهايى است . . . و در آن جا از هر گونه ميوه براى آنان [ فراهم ] است و [ از همه بالاتر ] آمرزش پروردگار آنهاست .
و آيات ديگر نيز بدين مضمون آمده و اگر گفته شده : « قَدْ أَفْنَيْتُ عُمْرِى فِى طَلَبِها مِنْكَ . » ، نه براى آن است كه به آن حضرت - عليهالسّلام - اصل مغفرت عنايت شود ، بلكه براى آن است كه هر لحظه تلبّس به آن از وى قطع نشود ، واللَّه يعلم .
و امّا غير از معصومين ، تقاضايشان بايد براى پاكيزه شدن از حجابهاى گناهان و غفلتها و عدم توجّه به تعلّقات عالم طبع باشد ، تا بتوانند به فطرت توحيدى خويش نظر داشته باشند .
شايد بتوان گفت امام - عليهالسّلام - با ذكر جمله : « ما أَظُنُّكَ تَرُدُّنِى » ، در مقام اين است كه بفرمايد : خداوندا ! همواره خواسته من اين بوده و عنايت فرمودهاى ، آن را ادامه بده ؛ زيرا بلافاصله مىفرمايد :
( 120 )
« إِلهِى ! فَلَكَ الْحَمْدُ أَبَداً أَبَداً دائِماً سَرْمَداً يَزِيدُ وَ لا يَبِيدُ كَما تُحِبُّ وَ تَرْضى . » « 1 »
معبودا ، جاودانه و جاودان ، همواره و تا هميشه ، سپاس از آنِ تو باد ، سپاسى كه فزونى گيرد و نيستى نپذيرد ، همان گونه كه تو مىپسندى و خشنودى .
ستايش حق تعالى براى تدام مغفرت
اين كلام بعد از بيان گذشته ( با فاى تفريع ) ، جز اين معنايى ندارد كه : ستايش امام
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 686 .