طرح سؤالاتى در معناى دعا
در اين بخش ، ممكن است سؤالهايى مطرح شود :
1 . پوشيدن حقّ سبحانه گناهان امام معصوم - عليهالسّلام - و غيرامام - عليهالسّلام - را در دنيا و آخرت ، چه معنايى دارد كه فرموده شده : « قَدْ سَتَرْتَ عَلَىَّ . . . » ؟
2 . آشكار نكردن گناهان امام معصوم - عليهمالسّلام - براى صالحين در دنيا چگونه قابل توجيه است و حال آن كه معصوم - عليهمالسّلام - خود از صالحين است و در دنيا شاهد بر اعمال ديگران مىباشد ؟
3 . آشكار نبودنِ گناه غير معصوم - عليهمالسّلام - برصالحين - عليهمالسّلام - كه از شهداى اعمال امّتند ، چه معنايى دارد ؟
4 . تقاضاى امام - عليهالسّلام - از خداوند متعال كه گناهان او - عليهمالسّلام - را در قيامت در ميان مردمان آشكار نفرمايد ، چه معنى دارد ؟ « فَلا تَفْضَحْنِى . . . »
معناى تقاضاى ستر ذنوب از سوى معصوم - عليهالسّلام - و غيرمعصوم
جواب از سؤال اوّل را ( نسبت به گناهان امام معصوم - عليهالسّلام - ) ، توجّه به عالم عنصرى و رفع نيازهاى آن مىتوان دانست ؛ چرا كه امام - عليهالسّلام - توجه تامّ باطنى خويش را به حقّ سبحانه طالب است و عنايت به خواستههاى عالم خاكى را گناه به حساب مىآورد ، چنان كه در دعاى عرفه آمده است : « إِلهِى ! مَنْ كانَتْ مَحاسِنُهُ مَساوِىَ فَكَيْفَ لا يَكُونُ مَساوِيهِ مَساوِىَ » « 1 » ؛ ( معبودا ، كسى كه نيكويىهايش زشت است ؛ چگونه بدىهايش بد نباشد . )
و ممكن است گفته شود اينگونه بيانات آنان - عليهمالسّلام - ، براى آن است كه آن بزرگواران - عليهمالسّلام - گناهان امّت را گناهان خويش به حساب مىآوردهاند . امّا نسبت به غير معصوم - عليهمالسّلام - ، بيان دعا را مىتوان به خوبى پياده نمود ؛ زيرا امكان ندارد آنان
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 348 .