ملكوتى كه با « إنّ » استعمال مىشود و در اين جا - چون تمام نظر به عالم ملكى است - به حساب لفظ « واقِفَةٌ » ، كانّى آمده است .
هستى در كشاكش جمال و جلال
2 . فرموده شده : « بَيْنَ يَدَيْكَ » شايد « يَدَيْكَ » ، اشاره به دست جلال و جمال حضرت حقّ سبحانه باشد كه بشر و هر موجودى در كشاكش اين دو ( در تمام حيات خويش ) مىباشند و از خود اختيارى ندارد ( به حساب عالم ملكى و ملكوتى . ) معصومين - عليهمالسّلام - نيز از اين امر مستثنى نيستند ( اگرچه بندهى شايسته او سبحانه مىباشند ) ، چرا كه به تمام وجود ، خويش را در اختيار حضرت حقّ مىبينند .
شهود توحيد افعال توسط معصوم - عليهالسّلام -
3 . شهود اين كه حقّ سبحانه همه كاره و همه چيز آن بزرگوار - عليهمالسّلام - مىباشد ؛ زيرا فرموده شده : « قَدْ أَظَلَّها حُسْنُ تَوَكُّلِى عَلَيْكَ . » يعنى : مىبينم كه سايه اعتماد به حضرتت به تمام معنى ( به حساب احاطه ملكوت و اسماء و صفات و كمالاتت به تمام سراسر وجودم ) ، مرا فراگير شده است .
4 . نه تنها مىبينم كه همهكاره منى ، كه كردارت با من به اقتضاى شايستگى و عظمت و بزرگوارى خودت مىباشد ، نه فقر و تهيدستى و كوچكى من : « فَفَعَلْتَ ما أَنْتَ أَهْلُهُ . »
5 . نه تنها رفتارت با من به اقتضاى خداييت مىباشد ، كه عفو خويش را فراگيرم نمودهاى : « وَ تَغَمَّدْتَنِى بِعَفْوِكَ » ، به گونهاى كه من خود را در مقابل حضرتت نمىبينم و مىخواهم همواره شاهد تو و عطايايت باشم ، نه آن كه خود وكمالاتى براى خويش ديده باشم . از اين رو مىفرمايد :
( 116 )
« إِلهِى ! إِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ أَوْلى مِنْكَ بِذلِكَ . وَ إِنْ كانَ قَدْ دَنى أَجَلى وَ لَمْ