( به بيانى كه در جملههاى فوق آمده بود ) و چنان چه در بخش فوق دعا : « خَلَقْتَهُ » آمده ، به اعتبار صورت لفظ « احَد » مىباشد كه مشير به حقيقت مطلقه الهى است . در دعاى بعد از نماز اميرالمؤمنين - عليهالسّلام - ( به تعبير روشنترى ، از اين اسم نام برده شده ) و آمده است :
« أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذِى جَعَلْتَهُ فِى مَكْنُونِ غَيْبِكَ وَ اسْتَقَرَّ عِنْدَكَ ، فَلا يَخْرُجُ مِنْكَ إِلى شَىْءٍ سِواكَ ، أَسْأَلُكَ بِهِ وَ بِكَ وَ بِكَ وَ بِهِ فَإِنَّهُ أَجَلُّ وَ أَشْرَفُ أَسْمائِكَ لا شَىْء لِى غَيْرُ هذا ، وَ لا أَحَدَ أَعُوَدُ عَلَىَّ مِنْكَ ، يا كَيْنُونُ يا مُكَوِّنُ يا مَنْ عَرَّفَنِى نَفْسَهُ ! » « 1 »
از تو درخواست مىكنم به آن اسم تو كه آن را در غيب نهان خود قرار داده و نزد تو استقرار دارد و از نزد ذات تو به سوى هيچ چيز ديگر بيرون نمىآيد . از تو درخواست مىكنم به آن اسم و به تو و به تو و به آن اسم ، كه بزرگترين و برترين اسمهاى تو است و من چيزى جز اين ندارم و هيچ كس بخشندهتر از تو سراغ ندارم ، اى هستى بخش ، اى پديدآورنده ، اى كسى كه خود را به من شناساندهاى !
و شايد بتوان گفت اين اسم اعظمى كه سه بار نام آن در دعا آمده ، همان اسم مكنونى است كه در حديث ابراهيم بن عمر بدان اشاره شده و حضرت صادق - عليهالسّلام - مىفرمايد :
- « إِنَّ اللَّهَ - تَباركَ وتعالِى - خَلَقَ اسْماً بِالْحُرُوفِ غَيْرَ مُتَصَوِّتٍ ، وَ بِاللَّفْظِ غَيْرَ مُنْطَقٍ ، وَ بِالشَّخْصِ غَيْرَ مُجَسَّدٍ ، وَ بِالتَّشْبِيهِ غَيْرَ مَوْصُوفٍ ، وَ بِاللَّوْنِ غَيْرَ مَصْبُوغٍ .
مَنْفِىٌّ عَنْهُ الْأَقْطارُ . . . »
خداوند متعال اسمى را آفريد كه داراى حروف و صورت نيست و به وسيلهى لفظ ، به زبان درنمىآيد و داراى شخصيت جسمانى نيست و به شباهت توصيف نمىشود و هيچ رنگى را نمىپذيرد ، بعد و مكان ندارد . . .
هامش
( 1 ) . جمال الاسبوع ، ص 249 و 250 .