( 100 )
« وَ أَعْلَمُ أَنَّكَ لِداعِيكَ بِمَوْضِعِ إِجابَةٍ ، وَ لِلصّارِخِ إِلَيْكَ بِمَرْصَدِ إِغاثَةٍ ، وَ أَنَّ فِى اللَّهْفِ إِلى جُودِكَ وَ الضَّمانِ بِعِدَتِكَ عِوَضاً مِنْ مَنْعِ الْباخِلِينَ ، وَ مَنْدُوَحَةً عَمّا فِى أَيْدِى الْمُسْتَأْثِرِينَ . » « 1 »
و آگاهم كه تو براى دعاكنندگان در جايگاه اجابت و براى فرياد كنندگان در كمين يارى گرى هستى و دريغ خوردن و درخواست از بخشش تو و در زير ضمانت وعدهى تو قرار گرفتن ، جانشين بخل بخيلان و گسترهاى در عوض عطاهاى كسانى است كه خود را بر ديگران مقدم مىدارند .
درك عدم استقلال اسباب و مسببات پس از شهود الهى
گويا امام - عليهالسّلام - مىفرمايد : اى محبوب من ! پس از آن كه تو را ( به تكوين و به غيرتكوين ) ! آنگونه يافتم ، به ظاهر نيز خواهم دانست كه رفتارت با من ، طبق رابطه اسماء و صفات و تكوين و غيرتكوين مىباشد و امورم به دست با كفايت حضرتت پياده مىشود و اسباب و مسبّبات ، استقلالى نخواهند داشت . بدين حساب فرموده شده :
« أَعْلَمُ » و نفرموده : « أَجِدُ » ؛ چرا كه در بيان فوق ، سخن از امور خارجى : « لِداعِيكَ » و :
« لِلصّارِخِ » و غيره مىباشد و : « أَعْلَمُ . . . » ، تتميم بيان بخش 1 و 2 از اين دعا است .
( 101 )
« أَللَّهُمَّ ، إِنِّى أَجِدُ . . . وَ أَنَّكَ لا تَحْجُبُ عَنْ خَلْقِكَ ، إِلّا أَنْ تَحْجُبَهُمُ [ تَحْتَجِبَ الْآمالُ ] الْأَعْمالُ دُونَكَ . » « 2 »
خدايا . . . اين كه تو از آفريدههايت در پرده نيستى ؛ مگر آن كه اعمال [ آرزوها ] ى آنان ، آنان را از تو بپوشد .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 678 .
( 2 ) . همان .