( 72 )
« وَ مُوجِدَ كُلِّ مَوْجُودٍ . » « 1 »
و اى پديدآورندهى هر موجود .
ظهور دهندهاى كه نياز به مُظهِر ندارد
چون به ظهورات مظاهر توجّه شود ، آنها را ظهور يافته ظهور دهندهاى كه خود نبايد احتياج به ظهور داده شدن داشته باشد ، مىبينيم و آن ، همان معنى نهفته شده و هستى آنها مىباشد .
( 73 )
« وَ مُحْصِىَ كُلِّ مَعْدُودٍ . » « 2 »
و به شماره درآورندهى هر چيزى كه به شماره درمىآيد .
شمارش صاحبان عدّ و احصا ؛ ويژه حق تعالى
كيست كه مىتواند صاحبان عدّ و احصا را شماره درآورد ، جز هستىبخشى كه خود يكتا و معنا و حقيقتى است بىعدّ و شماره ؟
( 74 )
« و فاقِدَ كُلِّ مَفْقُودٍ . » « 3 »
و از بين برندهى همهى معدومها .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 646 و 647 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 647 .
( 3 ) . همان .