لزوم طلب رحمت براى اولى الامر
گويا امام - عليهالسّلام - با اين بيان ، هر خواننده را توجّه مىدهد كه ولات امر ، با آنهمه خصوصيّاتى كه ذكر شد ، بنده الهى مىباشند ، بايد براى آنها و برجستگان ديگر او سبحانه طلب رحمتهاى خاصّش را نمود و از فيضى كه به آنان مىرسد ، بهرهمند شد .
مراد از برجستگان چهارگانه
اما اين كه مراد از آن چهار قسم از برجستگان توصيف شده به صفات خاصّ كيانند ؟
گمان مىشود مراد از اوّل : « عبادِكَ الْمُنْتَجِبِينَ » ، انبيا - عليهمالسّلام - و به خصوص نبىّ گرامى - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - اراده شده باشد ، چرا كه خداوند مىفرمايد :
- إِنَّ إِبْراهِيمَ كانَ أُمَّةً قانِتاً لِلَّهِ حَنِيفاً وَ لَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ * شاكِراً لِأَنْعُمِهِ اجْتَباهُ وَ هَداهُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
« 1 »
به راستى ابراهيم ، پيشوايى مطيع خدا [ و ] حقگراى بود و از مشركان نبود [ و ] نعمتهاى او را شكرگزار بود [ خدا ] او را برگزيد و به راهى راست ، هدايتش كرد .
- وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى * ثُمَّ اجْتَباهُ رَبُّهُ فَتابَ عَلَيْهِ وَ هَدى
« 2 »
و آدم به پروردگار خود عصيان ورزيده و بيراهه رفت ، سپس پروردگارش او را برگزيد و بر او ببخشود و [ وى را ] هدايت كرد .
- فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَ لا تَكُنْ كَصاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نادى وَ هُوَ مَكْظُومٌ * لَوْ لا أَنْ تَدارَكَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَراءِ وَ هُوَ مَذْمُومٌ * فَاجْتَباهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصَّالِحِينَ
« 3 »
پس در [ امتثال ] حكم پروردگارت شكيبايى ورز و مانند همدم ماهى [ يونس ] مباش ، آن گاه كه اندوه زده ندا درداد ، اگر لطفى از جانب پروردگارش تدارك [ حال ] او نمىكرد ، قطعاً نكوهش شده برزمين خشك انداخته مىشد ، پس پروردگارش وى را گُزيد و از شايستگانش گردانيد .
هامش
( 1 ) . سورهى نحل ، آيات 120 و 121 .
( 2 ) . سورهى طه ، آيات 121 و 122 .
( 3 ) . سورهى قلم ، آيات 48 - 50 .