كمال و جمال معنوى نهفته در عالم
وقتى به كمالات و جمال محدود عالم هستى مىنگريم ، آنها را نشأت گرفته از جمال و كمال و معناى نهفته در آنها خواهيم يافت كه امكان ندارد نهايت داشته باشد ، و گرنه در كمالات ، مانند مظاهرش خواهد بود .
( 70 )
« يا حادَّ كُلِّ مَحْدُودٍ . » « 1 »
اى محدود كنندهى هر چيز محدود .
معناى نامحدود و نهفته در مظاهر
داراى حدّ بودن مظاهر عالم هستى ، نشان دهنده آن است كه ايجادكننده و معنايى كه در آنها نهفته است ، نبايد محدود باشد و گرنه چون مظاهرش ، قابليّت نابود شدن را داشت .
( 71 )
« وَ شاهِدَ كُلِّ مَشْهُودٍ . » « 2 »
و گواه بر هر چيزى كه ديده مىشود .
مشاهدهى معناى هستى در مظاهر
هنگامى كه به مظاهر عالم نگريسته شود ، معنى و هستى را كه حقيقت حقّه حقّ است ( بىآن كه صورتى داشته باشد ) پيش از آنها ، با هر يك با ديد مرموزى ديده مىشود .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 646 .
( 2 ) . همان .