تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور هدايت ( شرح معارف فرازهاى كليدى ادعيه بر اساس كتاب اقبال الاعمال) (فارسى) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
داد ، بلكه به يك نظر ، معانى استفاده شده مربوط به ظاهر و به نظر ديگر ، گويا در باطنشان مىگويند : ما براى فلان امر مىباشيم . بنابراين ، اگر مىگوييم : خداوند كنار از مظاهر عالم نيست و محيط به جهان هستى است ( به نصّ كتاب و سنّت و عقل و شهود ) ، نمىخواهيم بگوييم : او سبحانه در مظاهرش حلول نموده و يا بگوييم در كنارِ آن‌هاست و ظهور و كمالاتشان داده ؛ بلكه مىگوييم ( بلاتشبيه ) : خداوند معناىِ عالَم هستى است در اصل ظهور و كمالاتشان ، در عين اين كه هر مظهرى به ظاهر ، نشان دهنده‌ى اين است كه : من در اصل وجود و كمالات به خود نبوده و نيستم و به باطن نيز اشاره به آن معنى ، يعنى به هستى دهنده دارد : « يا باطِناً فِى طُهُورِهِ وَ ظاهِراً فِى بُطُونِهِ وَ مَكْنُونِهِ . » ( 68 ) « يا مُفَرِّقاً بَيْنَ النُّورِ وَ الدَّيْجُورِ . » « 1 » اى جداكننده‌ى ميان روشنايى و تاريكى .

نور و ظلمت ؛ مخلوقات نمايش

نور و ظلمت ، دو مخلوق نمايشى هستند كه داشتنشان حكايت معناى نهفته در آن‌دو مىكند كه مدبّرشان مىباشد . ( 69 ) « يا مَوْصُوفاً بِغَيْرِ كُنْهٍ . » « 2 » اى خدايى كه توصيف مىگردى ، ولى نه به كنه .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 646 . ( 2 ) . همان .