سلطه هستى بخش بر مظاهر
هستىبخش و حقيقت عالم ، همه را از هر جهت ، زير سلطه خود دارد و بر آنان عنايات خويش را ( در هر مرحله و خصوصيت خلقى كه باشند ) ، مبذول مىدارد :
( 77 )
« يا مَنْ لا يُكَيَّفُ بِكَيْفٍ وَ لا يُؤَيَّنُ بِأَيْنٍ ، يا مُحْتَجِباً عَنْ كُلِّ عَيْنٍ ، يا دَيْمُومُ يا قَيُّومُ وَ عالِمَ كُلِّ مَعْلُومٍ . » « 1 »
اى خدايى كه هيچ چگونگى ندارى و هيچ مكانى نمىتوان براى تو مشخص نمود ، اى در نهانِ از هر ديده ، اى بسيار جاودانه ، اى پاينده و اى آموزندهى همهى آموزهها .
لزوم پرهيز از توهم خدا بودن اولى الامر
ممكن است ذكر تمام توصيفات پيشين و به خصوص بخش فوق ، براى آن باشد كه ذهن خواننده را از توهم خدا بودن ولاة امر ( با منزلتهايى كه براى آنان يادآور شده ) ، بزدايد ؛ لذا امام - عجّل اللَّه تعالى فرجه الشّريف - پس از بيانات توحيدى گذشته ، آنان - عليهمالسّلام - را به عبوديّت خوانده و مىفرمايد :
( 78 )
« صَلِّ عَلى عِبادِكَ الْمُحْتَجِبِينَ وَ بَشَرِكَ [ بُشْرِكَ ] الْمُنْتَجِبِينَ وَ مَلائِكَتِكَ الْمُقَرَّبِينَ وَ الْبُهْمِ الصّافِّينَ الْحافِّينَ . » « 2 »
بر بندگان برگزيده و انسانهاى پوشيده و فرشتگان مقرب و خاموشانى كه صف كشيده و گرداگرد [ عرش ] قرار دارند ، درود فرست .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 647 .
( 2 ) . همان .