اى خدايى كه در عين آشكارى ، نهانى و در عين نهانى و پوشيدگى ، آشكارى .
معرفى صاحبان ايمان
واقع شدن جملههاى فوق تا پايان : « وَ البُهْمِ الصّافِّينَ الْحافِّينَ » در ميان سهحاجت گذشته و حوايج آتيه ، گوياى آن است كه امام - عليهالسّلام - ( واللَّه يعلم ) صاحبان ايمان حقيقى را با بيان : « يا باطِناً فِى ظُهورِهِ . . . » معرّفى مىفرمايد . از اين رو پس از معرّفى حقّ سبحانه و برجستگانش - كه هر مؤمن بايد آنها را جزو اعتقاداتش قرار دهد - به حوايج ديگر پرداخته و مىفرمايد :
« وَ بارِكْ لَنا فِى شَهْرِنا هذَا الْمُرَجَّبِ الْمُكَرَّمِ . . . »
و اين ماه گرامى رجب و . . . را براى ما مبارك گردان .
معناى باطن بودن خداى متعال
جملههاى توحيدى اين بخش : « يا باطِناً فِى ظُهُورِهِ . . . » را مىتوان با تمثيلى و چند جمله كوتاه بيان نمود و آن اين است كه ( بلاتشبيه ) ، جهان هستى صورتند و خداوند ، معنىِ آن است از نظر اصل وجود و تمام كمالاتشان .
براى واضح شدن اين بيان مىتوان به صنايعى كه صورتاً دست بشر آن را مىسازد ، مثال زد . « 1 » از ساختههاى كوچك گرفته همچون سوزن تا ساختههاى بزرگ چون صنايع فعّال ، كسىكه به آنها آشنايى داشته باشد ، اگر نظر كند يك يا چند معنا از هر يك در نظرش مىآيد . مثلًا از سوزن دوختن لباس و غيره و از چاقو بريدن و از ماشين و طيّاره حمل و نقل و همين طور غير از اين امور . آيا اين معانى نسبت داده شده در داخل سوزن و غيره مىباشد و يا در ظاهر آنها ؟ نمىتوان آن را به ظاهر و نمىتوان به باطنشان نسبت
هامش
( 1 ) . اين مثال را در بخش اوّل اين دعا زده بوديم نظر به اين كه در اين جا لازم دانستيم باز آن را براى واضح شدن بخشديگر دعا تكرار نموديم .