سَمائَكَ وَ أَرْضَكَ حَتّى ظَهَرَ أَنْ لا إِلهِ إِلّا أَنْتَ . » ؛ ( آسمان و زمين را با آنان آكنده نمودهاى تا اين كه آشكار گرديده كه معبودى جز تو نيست . ) و در تسبيح و تقديس و تحميد و . . . او سبحانه به تكوين و غيرتكوين مىباشند و او را به يگانگى مىخوانند و مقام و منزلت معنوى و ولآيى آن بزرگوان - عليهمالسّلام - نه جسمانيّتشان ، با مقام و منزلت الهى يكى به شمار مىآيد و به كار عالم هستى به اين حساب گماشته شدهاند ، چگونه ممكن است اظهار به يگانگى الهى مظاهر ، جز به او سبحانه واقع شود ؟
اين جاست كه معناى جملههاى فوق و جملههاى ديگر در زيارت سيّدالشهداء - عليهالسّلام - و زيارت جامعه ظاهر مىشود كه فرموده شده :
« بِكُمْ فَتَحَ اللَّهُ وَ بِكُمْ يَخْتِمْ ، وَ بِكُمْ يَمْحُو ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ . . . وَ بِكُمْ تُنْبِتُ الْأَرْضُ أَشْجارَها ، وَ بِكُمْ تُخْرِجُ الْأَرْضُ ثِمارَها ، وَ بِكُمْ تُنْزِلُ السَّماءُ قَطْرَها وَ رِزْقَها ، وَ بِكُمْ يَكْشِفُ اللَّهُ الْكَرْبَ ، وَ بِكُمْ يُنَزِّلُ اللَّهُ الْغَيْثَ ، وَ بِكُمْ تُسَبِّحُ اللَّهَ الْأَرْضُ الَّتِى تَحْمِلُ أَبْدانَكُمْ وَ تَسْتَقِلُّ جِبالُها عَلى مَراسِيها . » « 1 »
به واسطهى شما خداوند [ تمام امور را ] آغاز نمود ، و به شما پايان داد و به شما باران را فرو مىفرستد . و به شما آسمان را از فرو افتادن بر زمين به اذن خويش نگاه مىدارد ، و به شما دل مشغولى و هم و غم را بر طرف نموده و رنج و گرفتارى را مىگشايد و به شما باران را فرو مىفرستد و به شما زمينى كه حامل بدنهاى شما است ، خدا را تسبيح مىگويد و كوهها بر جاى خود استوار مىماند .
بيانات اين زيارت و زيارت جامعه ، به خوبى معناى جملهى فوق « فَبِهم مَلَاْتَ . . . » را بر هر خواننده آشكار مىسازد و اين كه چگونه بيان توحيدى از همه مظاهر ، نسبت به آن بزرگواران - عليهمالسّلام - برخاسته مىشود و اقرار برآن دارند ، واللَّه تعالى واولياؤه اعلم .
هامش
( 1 ) . كامل الزيارات ، ص 199 ، زيارت 2 .