معناى بشارت به امر الهى نسبت به ولاة امر - عليهمالسّلام -
از بيانات گذشته معلوم شد كه مراد از امر الهى : « أَلْمْمُسْتَبْشِرُونَ [ أَلْمُسْتَسِرُّونَ ] بِأَمْرِكَ . » ؛ ( رازداران [ بشارت دهندگان به ] امور تو . ) همان توجّه به ملكوت و عالم امرى جهان هستى است ؛ بنابراين معناى بشارت داشتن و يا خشنودى آن بزرگواران به امر الهى ، همان توجّه تمام داشتنشان است به منزلت خلافتى كه به آنها داده شده ، تا خواستههاى الهى را پياده نمايند .
و اگر « أَلْمُسْتَسِرُّونَ » خوانده شود ( و مرحوم استاد علامه طباطبايى - رضوان اللَّه تعالى عليه - نيز به اين معنى و تعبير نظر داشتند . ) باز مراد همان بيانى مىشود كه در معناى جمله :
« أَلْمَأْمُونُونَ عَلى سِرِّكَ » داشتيم و ناچار اشاره به متلبّس بودن آن بزرگواران است به حافظ سرّ الهى و ملكوت و غيب عالم بودنشان از عموم صاحبان شعوره .
معناى توصيف قدرت الهى از سوى اولى الامر - عليهمالسّلام -
توصيف قدرت الهى از سوى ولاة امر : « أَلْواصِفُونَ لِقُدْرَتِكَ . » ؛ ( توصيف كنندگان قدرتت . ) را نمىتوان به توصيف كلامى ( به قرائت لفظى و معنوى كه در جملههاى قبل و بعد از آن است ) ، معنى نمود ، بلكه بايد گفت : مراد ، همان وجود ذى جود آنان - عليهمالسّلام - است ، كه خداوند به گونهاى قدرت معنوى به آنان عنايت فرموده تا معرّف قدرت الهى باشند .
اولى الامر - عليهمالسّلام - ؛ معرّف عظمت حق تعالى و معدن كلمات الهى
« أَلْمُعْلِنُونَ لِعَظَمَتِكَ . » ؛ ( آشكار كنندگان عظمتت . ) يعنى خداوند به گونهاى آنان را از منزلتهاى معنوى خود برخوردار نموده ، كه مىتوانند معرّف عظمت الهى و كمالات او سبحانه را نشان دهنده باشند .
همان طورى كه جملههاى چهارگانه بخش دوم دعا ، بيانگر معناى « ولاتَ امر » بودند ، گمان مىشود جملههاى آتيه دعا نيز در مقام بيان تفصيل آن چهار جمله باشند كه مىفرمايد : « وَ أَسْأَلُكَ بِما نَطَقَ فِيهِمْ مِنْ مَشِيَّتِكَ . »