تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور هدايت ( شرح معارف فرازهاى كليدى ادعيه بر اساس كتاب اقبال الاعمال) (فارسى) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
طبيعىاش غالب گرديده باشد . بنابراين ، تقاضاى فوق را نمىتوان خواهشى سهل و آسان به حساب آورد و گفت : خشنودى در برابر امرى كه واقع شده چه معنى دارد ؟ خداوند مىفرمايد :
- وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ
« 1 » و هيچ مرد و زن مؤمنى را نرسد كه چون خدا و فرستاده‌اش به كارى فرمان دهند ، براى آنان در كارشان اختيارى باشد .
- سُبْحانَهُ إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
« 2 » منزّه است او ، چون كارى را اراده كند ، همين‌قدر به آن مىگويد : « موجود شو » ؛ پس بىدرنگ موجود مىشود . و در حديث آمده است : - « رَأْسُ طاعَةِ اللَّهِ الصَّبْرُ وَ الرِّضا عَنِ اللَّهِ فِيما أَحَبَّ الْعَبْدُ أَوْ كَرِهَ . وَ لايَرْضى عَبْدٌ عَنِ اللَّهِ فِيما أَحَبَّ أَوْ كَرِهَ إِلّا كانَ خَيْراً لَهُ فِيما أَحَبَّ أَوْ كَرِهَ . » « 3 » بالاترين طاعت خدا ، شكيبايى و خشنودى از خداست در آن چه بنده دوست داشته باشد و يا بدش بيايد . و هيچ بنده‌اى - در آن چه دوست بدارد و يا بدش بيايد - ، از خداوند خرسند و خشنود نمىگردد ، مگر اين كه - در آن چه دوست بدارد و يا بدش بيايد - براى او خير و خوبى است . - « إِنَّ أَعْلَمَ النّاسِ بِاللَّهِ أَرْضاهُمْ بِقَضاءِ اللَّهِ - عَزَّوَجَلَّ - . » « 4 » آگاه‌ترين مردم به خدا ، خشنودترين آن‌ها به قضاى الهى است . - « يَنْبَغِى لِمَنْ عَقَلَ عَنِ اللَّهِ أَنْ لايَسْتَبْطِئَة فِى رِزْقِهِ وَ لايَتَّهِمَهُ فِى قَضائِهِ . » « 5 »
هامش
( 1 ) . سوره‌ى احزاب ، آيه‌ى 36 . ( 2 ) . سوره‌ى مريم ، آيه‌ى 35 . ( 3 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 60 ، حديث 1 . ( 4 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 60 ، حديث 2 . ( 5 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 60 ، حديث 5 .