براى كسى كه شناخت عاقلانه از خدا دارد ، سزاوار است كه در امر روزىرسانى به ديركرد و كوتاهى و نيز در مورد امور حتمى كه خداوند مقدّر مىفرمايد ، خدا را متّهم نكند .
- « عَبْدِى الْمُؤْمِنُ لاأَصْرِفُهُ فِى شَىْءٍ إِلّا جَعَلْتُهُ خَيْراً لَهُ ، فَلْيَرْضَ بِقَضائِى ، وَ لْيَصْبِرْ عَلى بَلائِى ، وَ لْيَشْكُرْ نَعْمائِى ، أَكْتُبْهُ يا مُحَمَّدُ مِنَ الصِّدِيقِينَ عِنْدِى . » « 1 »
بندهى مؤمن خود را از چيزى باز نمىدارم ، مگر آن كه به خير اوست ، پس به قضاى من خشنود باشد و بر بلايم صبر كند و در برابر نعمتهايم سپاسگزارى نمايد ، اى محمد در اين صورت او را در نزد خود از صديقين قرار مىدهم .
- « لَمْ يَكُنْ رَسُولُ اللَّهِ - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - يَقُولُ لِشَىْءٍ قَدْ مَضى : لَوْ كانَ غَيْرُهُ . » « 2 »
رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - هرگز به چيزى كه اتفاق افتاده و گذشته بود ، نفرمود : اى كاش غير آن اتفاق مىافتاد .
( 1131 )
« وَ أَسْأَلُكَ بَرْدَ الْعَيْشِ بَعْدَ الْمَوْتِ . » « 3 »
و خوشى و خنكى زندگانى بعد از مرگ را از تو مسألت دارم .
اقسام مردمان نسبت به عوارض عالم طبع
عموم بشر ( غير از انبيا و اوصيا - عليهمالسّلام - ) در اثر پايبندى به عالم طبيعت و عوارض آن كه خواهى نخواهى گريبانگير آنها مىباشد و تحمل ناهموارىها و تعلّق به دوست داشتنىهاى آن ، پس از گذشت از اين جهان در ناراحتى بسر مىبرند ؛ امّا آنان كه از اين
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 60 ، حديث 6 .
( 2 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 60 ، حديث 13 .
( 3 ) . اقبال الاعمال ، ص 612 .