روشنبينى و بصيرت راهيافتگان است و چراغى است كه نورش پرتوافكنده و شهابى است كه نورش درخشيده است .
4 . مراد از « ضياء » ، قرآن است و وى ، چراغى است كه مشكلات و دقايق و رقايق آن را بيان مىفرمايد . قرآن شريف نسبت به كُتُب آسمانى ديگر مىفرمايد :
وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسى وَ هارُونَ الْفُرْقانَ وَ ضِياءً وَ ذِكْراً لِلْمُتَّقِينَ
« 1 »
و در حقيقت به موسى و هارون فرقان داديم و [ كتابشان ] براى پرهيزگاران ، روشنايى و اندرزى است .
و در حديثى از آن جناب آمده است :
« فَما دَلَّكَ الْقُرْآنِ عَلَيْهِ مِنْ صِفَتِهِ فَائْتَمَّ بِهِ وَ اسْتَضِىءُ بِنُورِ هِدايَتَهِ . » « 2 »
بنابراين ، در رابطه با ويژگىهاى رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - ، از آن چه قرآن تو را بدان رهنمون گشته ، پيروى نما و از نور هدايت او بهره برگير .
5 . مراد از « ضياء » ، طريقه فطرت است كه براى همهى بشر آشكار مىباشد و توجّه به توجّه ( براى غير برجستگان انبيا و اوصيا - عليهمالسّلام - به سبب عنايت به عالم عنصرى ) از آنان گرفته شده ، ناچار آن بزرگوار ، مصباح و چراغى است براى آنان كه مىخواهند به اين معنى عنايت داشته باشند . در حديث آمده است :
- « إِنَّ مِنْ أَحَبِّ عِباداللَّهِ عَبْداً أَعانَهُ اللَّهُ عَلى نَفْسِهِ . . . فَقَدْ أَبْصَرَ طَرِيقَهُ ، وَ سَلَكَ سَبِيلَهُ ، وَ عَرَفَ مَنارَهُ ، وَ قَطَعَ غِمارَهُ . . . فَهُوَ مِنَ الْيَقِينِ عَلى مِثْلِ ضَوْءِ الشَّمْسِ . » « 3 »
از محبوبترين بندگان خدا نزد او ، بندهاى است كه خداوند او را بر نَفْسَش يارى نموده است . . . به راستى راه را ديده و آن را پيموده و علايم راه را شناخته و درياها [ ى گمراهىها را به سوى نجات ] طى كرده است . . . چنين كسى داراى يقينى ، بسان روشنايى خورشيد است .
هامش
( 1 ) . سورهى انبيا ، آيهى 48 .
( 2 ) . نهج البلاغه ، خطبهى 91 .
( 3 ) . نهج البلاغه ، خطبه 87 .