كريم ] ، نزد پروردگار و كسى كه خداوند از وراى حجابها با او سخن گفت .
معناى دقيق كليم و مكلَّم بودن رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم -
بخش اوّل جملههاى زيارت فوق را در شماره چهارم توضيح داديم و امّا دو جمله ديگر : « أَلْكَلِيم عِنْدَ الرَّبِّ ، وَ الْمُكَلَّم مِنْ وَراءِ الْحُجُبِ » را بايد به گونهاى توضيح داد كه با مقام ربوبى و معرّفىهايى كه خود در قرآن شريف و انبيا و اوصيا - عليهمالسّلام - به خصوص رسول گرامى و اوصيايش - صلوات اللَّه عليهم اجمعين - از او سبحانه نمودهاند كه با همه مظاهر و احاطه به آنها دارد ، منافاتى نداشته باشد .
ظاهراً بيان اوّل : « أَلْكَلِيم عِنْدَ الرَّبِّ » ، اشاره به جريان معراج رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - در بيان آيه شريفه است كه خداوند متعال مىفرمايد :
فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى
« 1 »
آن گاه به بندهاش آن چه را بايد وحى كند ، وحى فرمود .
و بيان دوّم : « أَلْمُكَلَّم مِنْ وَراءِ الْحُجُبِ » ، اشاره به آيهاى است كه مىفرمايد :
وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ
« 2 »
و هيچ بشرى را نرسد كه خدا با او سخن گويد ، جز [ از راه ] وحى يا از فراسوى حجابى .
احاديث ذيل ، جهت رفع شبهه و توهّم نسبت به بيان زيارت است تا كسى گمان نكند خداوند متعال در كنارى و رسول - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - در جانبى آورده شده و اين بر خلاف نصوص الهى و انبيا - عليهمالسّلام - است .
در حديث آمده است :
هامش
( 1 ) . سورهى نجم ، آيهى 10 .
( 2 ) . سورهى شورى ، آيهى 51 .