احتمالات در معناى « مطاع فى ملكوته »
براى جمله فوق ، سه بيان كه شايسته مقام و منزلت آن حضرت - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - باشد ، مىتوان در نظر گرفت :
1 . مراد از ملكوت ، عوالم ملايكه باشد كه به اذن اللَّه همگى ، در فرمان شخصِ شخيص اوّل گوهرِ خلقت عالم ، مطاع و فرمانبرند .
2 . مراد از ملكوت ، خلقت نورى آن حضرت - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - باشد كه خداوند متعال پيش از آفريده شدن صورت تمثلى همه مظاهر خلق اوّل ، او را آفريده و سپس تمثّلات بشر و غيره تا عوالم برزخى را خلق فرموده و همه را در جهان غير مادّى مطاع و در فرمان ملكوتى وى قرار داده است .
3 . مراد از ملكوت ، نامها و كمالات الهى باشند كه خداوند آن بزرگوار را در آن منزلت ، با تعليم اسماى خليفه خود قرار داده و به اذن اللَّه كارهاى خدايى از وى - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - با به كار زدن اسما ، مصادر و آنها را همواره در اطاعت آن حضرت - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - قرار داده است .
هيچ كدام از اين سه وجه را نمىتوان دربارهى آن جناب - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - ( با شخصيّتى كه خداوند به او ارزانى داشته ) نديده انگاشت .
( 1095 )
« أَلْأَحْمَد مِنَ الْأَوْصافِ ، أَلْمُحَمَّدَ لِسائِرِ الْأَشْرافِ ، أَلْكَلِيم [ أَلْكَرِيم ] عِنْدَ الرَّبِّ ، وَ الْمُكَلَّم مِنْ وَراءِ الْحُجُبِ . » « 1 »
صاحب ستودهترين اوصاف و ستودهى تمامى بزرگان ، سخنگو [ يا :
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 604 و 605 .