كمالات و خصلتهاى معنوى آن حضرت مىباشد كه فرموده شده : « لِسائِرِ الْأَشْرافِ » يعنى تنها اوست - نه انبياى ديگر - كه بايد در مقابل تمام شرافتهاى معنوى - كه خداوند به وى عطا فرموده - ستايش شود ، چرا كه كمالات و منزلتهاى ظاهرى وى ، نشأت گرفته از كمالات معنوى :
وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ
« 1 » ؛ ( و راستى كه تو را خويى والاست . ) وى است .
( 1087 )
« أَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا حُجَّةَ اللَّهِ [ وَ الْخاتَمُ الْأَنْبِياءِ ] عَلَى الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ . » « 2 »
سلام بر تو اى حجّت خدا [ و خاتم انبيا ] بر اوّلين و آخرين .
احتمالات در معناى حجت بودن پيامبر - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - بر همه انبيا - عليهمالسّلام -
دربارهى مراد از حجّت بودن آن حضرت - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - ، بر اوّلين و آخرين در بيان فوق ، احتمالاتى مطرح است :
اوّلين و آخرين همه بنى نوع آدم ابوالبشر ؛ يا انبيا و اوصيا - عليهمالسّلام - ؛ حجّت بودن او به هر يك از دو معنى ، به حساب معنويّت و تقدّم خلقت نورى او پيش از همه خلق ؛ يا به حساب خلقت مادّى به نظر اكمليّت آن بزرگوار نسبت به بنى نوع بشر و انبيا و اوصيا - عليهمالسّلام - از فرزندان آدم - عليهالسّلام - ؛ حجّت بودن وى در قيامت بر تمام خلايق از اوّلين و آخرين انبيا و اوصيا و ساير خلق بشر .
حجيّت رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - بر انبياى گذشته ، به واسطه خلقت نورى
اگرچه تمام احتمالات را مىتوان مورد توجّه قرار داد ، ولى احتمال دوّم ( حجّت بودن
هامش
( 1 ) . سورهى قلم ، آيهى 4 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 604 .