احتمالات در معناى موافقت با پروردگار
در اين كه مراد از موافقت با پروردگار چيست ؟ چهار احتمال مطرح است :
1 . اعمال و كردار را بروفق خواستهها و امر و نهى او سبحانه انجام دادن ، چنان كه آيات بسيارى ، امر به اطاعت خداوند مىفرمايد .
2 . به قضا و خواستههاى حق - تباركوتعالى - تن دادن ، چنان كه در حديث آمده است :
- « عَجِبْتُ لِمَنْ أَيْقَنَ بِالْقَدَرِ ، كَيْفَ يَحْزَنُ . . . وَ يَنْبَغِى لِمَنْ عَقَلَ عَنِ اللَّهِ أَنْ لا يَتَّهِمَ اللَّهَ فِى قَضائِهِ . » « 1 »
در شگفتم از كسى كه به تقدير [ الهى ] يقين دارد ، چگونه اندوهگين مىگردد . . . و شايسته است كسى كه [ خدا را شناخته و معارف را مستقيماً ] از خدا [ برگرفته و ] مىانديشد ، خدا را در رابطه با قضايش متّهم نكند .
- « إِنَّ أَعْلَم النّاسِ بِاللَّهِ ، أَرْضاهُمْ بِقَضاءِ اللَّهِ - عَزَّوَجَلَّ - . » « 2 »
آگاهترين مردم به خدا ، كسى است كه از همه ، بيشتر به قضاى خداوند - عزّوجلّ - راضى و خشنود است .
3 . متخلّق به اخلاق الهى بودن و خميرهى فطرى و تعليم اسماء را از قوّه به فعليّت آوردن .
4 . متخلّق به اخلاق انبيا - عليهمالسّلام - شدن .
زندگى بر طريقه فطرت توحيدى ؛ موافقت با پروردگار
اگرچه هر چهار احتمال قابل توجيه است ، ولى احتمال سوّم ( به خصوص براى امامى كه تقاضاى دوام كمال را مىكند ) ، شايستهتر به نظر مىرسد ؛ زيرا خداوند ، بشر را تكويناً تعليم اسماء نموده و بر فطرت توحيدى خلق فرموده و اين ، تنها براى آن نبوده كه قدرتنمايى كند و يا تنها انبيا و اوصياى آنان - عليهمالسّلام - داراى آن كمالات باشند و
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 59 ، حديث 9 .
( 2 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 60 ، حديث 2 .