در حاجت فوق : « أَنْ تَجْمَعَ . . . » ، ظهور پيدا كردن كمالات نهفته شده در وجود بشر اراده شده ؛ زيرا فرموده شده : « أَلْمِنَّةَ بِالْمِنَّةِ ، وَ الْمَزِيدَ بِالْمَزِيدِ . . . » نظر به اين كه خداوند متعال در ازل ، منّت و مزيّت و خير و احسان خويش را ( از تعليم اسماء و آفرينش بر فطرت ) نظر داشته همه كمالات خود را در بشر به صورت نهفته قرار مىدهد و چنان چه نهفته را در عالم خاكى باز به او عنايت فرمايد تا آشكار نمايد ، منّت بر منّت و مزيد بر مزيد و خيرى كه نصيب او فرموده بوده ، بركات بخشيده و احسانى كه به وى نموده ، به احسان ديگر تمام كرده است .
و نكته قابل توجّه ديگر اين است : قَسَم به نور قديم الهى و اسمايش و در پايان نيز بيان : « كَما تَفَرَّدْتَ بِخَلْقِ ما صَنَعْتَ . . . » آمده و اين حكايت از عظمت سه حاجت تقاضا شده مىكند و نمىتوان آنها را كوچك به حساب آورد .
( 1081 )
« إِلهِى ، لَمْ أَزَلْ سائِلًا مِسْكِيناً فَقِيراً إِلَيْكِ ، فَاجْعَلْ جَمِيعَ أَمْرِى [ أُمُورِى ] مَوْصُولًا بِثِقَةِ الْإِعْتِمادِ عَلَيْكَ وَ حُسْنِ الرُّجُوعِ إِلَيْكَ ، وَ الرِّضا بِقَدَرِكَ ، وَ الْيَقِينِ بِكَ ، وَ التَّفْوِيضِ إِلَيْكَ . » « 1 »
معبودا ! من همواره گدا ، بينوا و نيازمند تو بودهام ، پس تمامى امورم را به اعتماد بر خود و بازگشت نيكو به سوى تو و خشنودى به مقدّرات و يقين به خود و سپردن كارهايم به تو ، متّصل بگردان .
مسألت هميشگى مظاهر به حق تعالى
آرى ، همه مظاهر جهان هستى - به ويژه انسان - از عوالم خلقت نورى گرفته تا مادّى - به تكوين و غيرتكوين - به فقر ذاتى مبتلا مىباشد و ناچار امكان ندارد همواره از
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 597 .