حضرت حقّ سبحانه مسألت نداشته باشد ؛ زيرا كسى كه به فقر ذاتى مبتلاست و از خود وجود و كمالاتى نداشته و ندارد و هرچه دارد به حقّ سبحانه دارد ، هر لحظه از او سبحانه سؤال داشته و خواهد داشت - بداند يا نداند - ، از اين رو در ابتداى جملههاى فوق آمده : « لُمْ أَزَلْ سائِلًا مِسْكِيناً ، فَقِيراً إِلَيْكَ . » خداوند مىفرمايد :
- يَسْئَلُهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ
« 1 »
هر كه در آسمانها و زمين است از او درخواست مىكند ، هرزمان او در كارى است .
- يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ
« 2 »
اى مردم ، شما به خدا نيازمنديد و خداست كه بىنيازِ ستوده است .
اعتماد و توكل و اميد مظاهر به حق تعالى
بنابراين ، بشرى كه به تكوين و غيرتكوين ، فقر و مسألت ، خميرهى وجودى او را تشكيل مىدهد ، ممكن نيست ثقه و اعتماد و حسن رجوع به خدا و رضا و قَدَر و يقين به حقّ و تفويض امور خويش را به او سبحانه نداشته باشد ، چنان كه فرموده شده است :
« فَاجْعَلْ جَمِيعَ أَمْرِى مَوْصُولًا بِثِقَةِ الْإِعْتِمادِ عَلَيْكَ . »
درخواست توجه به توجه
نظر به اين كه توجّه به توجّه ( به سبب خويشتن بينى در عالم مادّى و اعتماد و ثقه و غيره ) از بشر گرفته شده ، بيان فوق آمده : « فَاجْعَلْ جَمِيعَ أَمْرِى مَوْصُولًا . . . » ، گويا در مقام اين است كه شخص خواننده ، توجّه به توجّه را از خداوند تقاضا نمايد تا تشريعش با تكوين مطابقت پيدا كند ، از همين روست كه در حديث آمده است :
- « أَلثِّقَةُ بِاللَّهِ ، أَفْضَلُ عَمَلٍ . » « 3 »
اعتماد به خدا ، بهترين عمل است .
هامش
( 1 ) . سورهى الرّحمن ، آيهى 29 .
( 2 ) . سورهى فاطر ، آيهى 15 .
( 3 ) . فهرست موضوعى غرر و درر ، باب الوثوق ، ص 399 .