تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور هدايت ( شرح معارف فرازهاى كليدى ادعيه بر اساس كتاب اقبال الاعمال) (فارسى) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
ندانند ) به خالق هستى است كه با آنان مىباشد و دوام و بقاى خويش را از او سبحانه خواهانند و اين ، همان ستايش در پيشگاه حضرت حقّ سبحانه مىباشد . بنابراين ، بياناتى كه ذيل بخش فوق با لفظ « عَدَدَ » در دعا تكرار شده : « لَكَ الْحَمْدُ عَدَدَ كُلِّ نَجْمٍ فِى السَّماءِ » « 1 » ؛ ( ستايش براى تو به شماره‌ى تمامى ستارگان آسمان . ) و بيانات ديگر ، در مقام معناى فوق يعنى تعداد مظاهر الهى مىتواند باشد ، نه آن كه بفرمايد : به عدد ستاره‌هاى آسمان ، ستايش مخصوص حضرتت مىباشد ، واللَّه يعلم .

ايجاد مخلوقات توسط حق ؛ موجب برانگيختن حمد الهى در هستى

شايد بخش سوّم « أَللَّهُمَّ ! لَكَ الْحَمْدُ يا باعِثَ الْحَمْدِ . . . » به امر فوق اشاره داشته باشد . نيز مىتوان جمله‌هاى بخش سوّم را علت براى اختصاص حمد در موارد مذكوره به حساب آورد ؛ زيرا خداوند با ايجاد مخلوق و كمالاتش ، موجبات برانگيختن حمدش را سبب شده كه فرموده : « يا باعِثَ الْحَمْدِ » ( شخص توجّه داشته باشد ، يا نداشته باشد ) و خود نيز با بود موجود و مخلوق و پس از انعدامش ، وارثِ و صاحب بازگشت آن به خود مىباشد ، چنان كه فرموده شده « يا وارِثَ الْحَمْدِ » و خود بديع و موجِد و نهايت و مبدئ و ابتدا كننده‌ى به آن است كه فرموده شده : « لا بَدِيعَ الْحَمْدِ مُنْتَهَى الْحَمْدِ وَ مُبْدِءَ الْحَمْد » .

تقاضاى وفاى عهد الهى در پاداش به مؤمنان

امّا درباره‌ى اين كه جمله‌هاى : « وَ وَفِىَّ الْعَهْد . . . » تا آخر ، پس از جمله‌هاى : « أَللَّهُمَّ ! لَكَ الْحَمْدُ . . . » ، به چه حقيقتى اشاره دارند ؟ مىتوان گفت : امام - عليه‌السّلام - در مقام اين است كه : خداوندا ! صورتاً با بندگانت پيمان بستى كه جز در پيشگاه تو خضوع و ستايشى نداشته باشند ، تا در پايان ، به آنان جزاى نيكو دهى . حضرتت را صدق گفتار و
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 560 .