اين جاست كه پى خواهيم برد به بيانات فوق آن حضرت - عليهالسّلام - پيش از وقوع واقعه و اين كه چرا مىفرمايد : « أَنْتَ ثِقَتِى فِى كُلِّ كَرْبٍ » يعنى : خدايا ! اگر شهود حضرتت و اين كه خواست تو بر اين امرى كه همه را مىدانم و مرا آگاه نمودهاى ( كه آنها در اين روز براى من پيش خواهد آمد و بعد از آن اسارت و ابتلائات اهلبيتم را نيز در پيش روى دارم ) نبود ، هرگز عالم عنصرىام ، طاقت تحمّل و كشيدن آن همه مصيبت را نداشت ؛ از اين رو بلافاصله مىفرمايد :
( 1060 )
« كَمْ مِنْ كُرْبَةٍ يَضْعُفُ فِيهِ الْفُؤادَ ، وَ تَقِلُّ فِيهِ الْحِيلَةُ ، وَ يَخْذُلُ فِيهِ الْقَرِيبُ ، وَ يَشْمَتُ فِيهِ الْعَدُوُّ ، أَنْزَلْتُهُ بِكَ ، وَ شَكَوْتُهُ إِلَيْكَ رَغْبَةً فِيهِ إِلَيْكَ عَمَّنْ سِواكَ ، فَفَرَّجْتَهُ ، وَ كَشَفْتَهُ وَ كَفَيْتَنِيهِ . » « 1 »
چه بسيار ناراحتى گلوگير كه دل انسان در آن ضعيف و راه چارهاش اندك مىگردد و نزديكان ، انسان را تنها گذاشته ودشمنان شماتت مىكنند ، به تو عرضه داشته و به درگاهت گله و شكوه نمودم و به تو دل بستم و از غير تو دل ببريدم و تو آن را گشوده و بر طرف كرده و كفايتم نمودى .
عظمت واقعه كربلا و پناهندگى مطلق به حق تعالى
در اين بخش ، علاوه بر اين كه به بزرگى مصيبت واقعهى كربلا و عدم تحمّل عالم بشريّت نسبت به چنين واقعهاى - بلكه يكى از آنها را - اشاره مىنمايد ، با پناهنده شدن به حقّ سبحانه و شكوهى آن را به او بردن و خود را در دامن پرعطوفت الهى قرار دادن و تنها چشم به حضرتش دوختن را گشايش و كفايتكنندهى تمام مشكلات خود به حساب مىآورد و مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 561 .