فناناپذيرى مالكيّت حق تعالى
امّا جمله چهارم : « وَ مُلْكُهُ لايَبِيدُ » ، اشاره به احاطه ملكوتى حقّ سبحانه به نامها و كمالات ، بلكه ذاتش به عالم ملكى همه مظاهر مىباشد و اين مالكيّت را هلاك و بوار نخواهد بود ، اگرچه موجودات را هلاك و بوار باشد . خداوند متعال مىفرمايد :
- لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يُحْيِي وَ يُمِيتُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
« 1 »
فرمانروايى آسمانها و زمين از آنِ اوست : زنده مىكند و مىميراند و او بر هر چيزى تواناست .
- لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ
« 2 »
امروز فرمانروايى از آنِ كيست ؟ از آنِ خداوند يكتاى قهّار است .
اميد حيات به جهان بعدى و بهرهمندى از فن در آن
امّا جمله پنجم : « وَ أَيّامُهُ لا تُحْصى » ، شايد در مقام اين باشد كه بندگان الهى را اميد حيات بعد از اين جهان و بهرهمندى از او سبحانه دهند تا گمان نكنند پس از مردن ، ديگر خبرى و زندگى نخواهد بود ، خداوند مىفرمايد :
وَ إِنَّ يَوْماً عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ
« 3 » ؛ ( و در حقيقت يك روز [ از قيامت ] نزد پروردگارت ، مانند هزار سال است از آنچه مىشمريد . ) و شايد جملههاى پنجگانه گذشته كه فرموده شده : « يا مَنْ مَزِيدُهُ بِغَيْرِ حِسابٍ . . . » و جملههاى بعد از آن : « صِلْ أَيّامِى بِأَيّامِكَ . . . » تا آخر جملهها را نيز بتوان به اين حساب دانست كه عنايات تو ، نهايت را نيست تا بخواهى مرا پس از اين جهان حيات نبخشى و از عنايات و عطايايت محروم دارى ، روزگار مرا به روزگار خود متّصل كن : « صِلْ أَيّامِى بِأَيّامِكَ مَغْفُوراً لِى . . . » ( تا آخر جملههاى فوق ) تا همواره ، اقتضاى بهرهمندى از حضرتت را داشته باشم .
هامش
( 1 ) . سورهى حديد ، آيهى 2 .
( 2 ) . سورهى غافر ، آيهى 16 .
( 3 ) . سورهى حج ، آيهى 47 .