پاداشدهى نيست و به نهايت شكرت نمىتوان رسيد و سلطنتت از بين نمىرود و دوران [ حكومتت ] غيرقابل شمارش است . روزگار عمر مرا به دوران [ پايندگى ] ات متصّل گردان ، در حالى كه مرا آمرزيده و گوشت و خون و تمام آن چه از آفرينش ، زندگانى ، تغيير و تحوّل و نيرو عطا فرمودهاى ، بر آتش جهنّم حرام فرما ، اى همسايه و پناهدهندهى پناهجويان و اى مهربانترين مهربانان .
بىانتها بودن عنايات حق تعالى
ممكن است جمله اوّل : « يا مَنْ مَزِيدُهُ بِغَيْرِ حِسابٍ » ، در مقام اين باشد كه : همانگونه كه خداوند را ازل و ابد نمىباشد و در ذات و كمالات بىانتها است ، عنايتهاى او سبحانه را - كه به نامها و كمالاتش ظهور مىدهد - نيز پايانى نيست . خداوند مىفرمايد :
- هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ
« 1 »
اوست اوّل و آخر و ظاهر و باطن .
- وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها وَ ذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمائِهِ
« 2 »
و نامهاى نيكو به خدا اختصاص دارد ، پس او را با آنها بخوانيد و كسانى را كه در مورد نامهاى او به كژى مىگرايند ، رها كنيد ؛ زود كه به [ سزاى ] آن چه انجام مىدادند ، كيفر خواهند شد .
عدم امكان شكر نعمتهاى الهى
جمله دوّم « نِعَمُهُ لا تُجازى » در مقام اين است كه : تا گرفتارى توجه به حدود عالم بشريت وجود دارد ، شكر نعمتهاى الهى امكان ندارد ، در عين حال خداوند متعال بندگان شاكرش را همواره به مزيد نعمتهايش بهرهمند مىنمايد ، چنان كه مىفرمايد :
هامش
( 1 ) . سورهى حديد ، آيهى 3 .
( 2 ) . سورهى اعراف ، آيهى 180 .