راز درخواست پرشدن قلب از وقار جلال و جمال عظمت و كبريائيت
در جمله فوق ، تقاضاى پُر شدن وقار جلال و جلال عظمت و كبريائيت الهى در قلب شده ، شايد بدين علّت باشد كه آن چه در خارج ، از عظمت و كبريائيت و جلالت از بشر ظهور داده مىشود ، صورتى است به حساب جهل عالم بشريّت و از نظر حقّ سبحانه مطلوب نمىباشد و از آن تهى شده ؛ چرا كه ظهورات خارجى كه به كمال قلبى بستگى نداشته باشند ، جز از هوا و هوس برخواسته نمىشود ؛ ولى آن چه حقّ سبحانه قلب بشر مؤمن را بدان مزيّن سازد ، كمالى است كه اگر در خارج هم آن را ظهور دهد ، به صفت جلال او سبحانه چنگ زده و هوا و هوس در آن دخالت ندارد و براى آن كه مغلوب دشمنان الهى و دشمن خود واقع نشود ، جلال در كنار جمال آمده است و « وقار جلال » بدين حساب گفته شده است ، زيرا اگر غلبه بر دشمن را هم مىخواهد ، براى نجات خود و دستيابى به جمال و يا محفوظ ماندن در قيد جمال است . اين جاست كه روشن مىشود ، چرا در دعاى مباهله گذشته از تقاضاهاى اسماء و صفات جلال و عظمت و جمال از حضرت حقّ سبحانه شده .
تقاضاى رهايى از دشمنان عقيدتى
اين تقاضا براى رهايى از دشمنانى است كه مىخواهند بشر را از نظر غايى از خلقت بازدارند ، از اين رو بايد گفت مراد از دشمنان الهى ، آنانند كه از آن چه فطرت و انبيا و اوليا - عليهمالسّلام - به آن دعوت مىكنند ، انحرافات عقيدتى دارند و موانع سر راه پيمودن طريق فطرت را فراهم مىسازند و مراد از اعدا و دشمنان شخص ، نفس امارّه و شيطان و اذنابش و تعلّقات عالم طبيعت - كه او را از غرض غايى از خلقت باز مىدارند - مىباشند .
خداى سبحان ؛ تنها برآورندهى حاجات
نكته آخر اين كه تقاضاى فوق را ( علاوه بر اين كه ظهور دادن كمالات جلاليه حقّ است