و بشر را از دشمنها نجات مىبخشد ) بايد از او نمود ، از اين رو حضرت حق بلافاصله با ياى نداء و با خصايلى خوانده شده است :
- « يا خَيْرَ الْمالِكِينَ وَ أَوْسَعَ الرّازِقِينَ . . . » « 1 »
اى بهترين دارندگان و گستردهترين روزى رسان . . .
- « أَنْتَ الْقَدِيمُ الَّذِى لَمْ تَزَلْ ، وَ الْمالِكُ الَّذِى لايَزُولُ سُبْحانَكَ . » « 2 »
تويى خداوند قديمى كه همواره ديرينهاى و دارندهاى كه جاودانهاى ، پاك و منزّهىتو .
( 1043 )
« وَ لَكَ الْحَمْدُ بِحَمْدِكَ وَ حَوْلِكَ عَلى كُلِّ حَمْدٍ وَ حَوْلٍ ، دائِماً مَعَ دَوامِكَ ، وَساطِعاً بِكِبْرِيائِكَ . » « 3 »
و ستايش تو را به [ واسطهى ] ستايش و تغيير و تحوّل دادن تو در برابر هر ستايش و تغيير و تحوّل ، به گونهاى كه با دوام تو دايمى بوده و به كبريائيّت تو درخشان باشد .
ازلى و ابدى بودن حق تعالى
در بخش فوق ، سه نكته وجود دارد : اوّل اين كه تا خداوند بوده و هست ، خلق بوده و هست با اين تفاوت كه مخلوق حادثند و خالق ، ازلى و پيش از هر مخلوق و بعد از هر موجود ، او سبحانه بوده و مىباشد و ازلى و ابدى است ؛ زيرا فرموده شده : « لَكَ الْحَمْدُ بِحَمْدِكَ وَ حَوْلِكَ » كه به گذشته اشاره دارد و فرموده شده : « عَلى كُلِّ حَمْدٍ وَ حَوْلِكَ دائِماً مَعَ دَوامِكَ » كه به آينده مشير است .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 546 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . همان .