چنان كه فرموده شده : « أَنْ لا تُخَلِّيَنِى مِنْ رَحْمَتِكَ الَّتِى وَسِعَتْ كُلَّ شَىْءٍ » ، به راستى منظور از رحمت ، چه رحمتى است ؟
آيا رحمت رحمانيّه كه همه موجودات از نظر ظاهر ظهور يافته و محتاجّ به آنند ؟ و يا رحمت رحيميّه كه همه مظاهر از نظر معنوى و توجّه به او سبحانه به قدر ظرفيتشان از آن بهرهمندند ؟ گمان مىشود ، مورد دوم منظور باشد ؛ زيرا همه مظاهر از مورد اوّل بهرهمندند - بدانند يا ندانند - دوّم را نيز همه مظاهر دارا مىباشند و تكويناً از آن استفاده مىكنند و از نظر غيرتكوين نيز از آن بهره مىبرند ، چنان كه تسبيح و تحميد و غيره را نيز دارند ( آيات شريفه كه مكرّر ذكر شد ، بدان مشير است ) امّا وقتى انسان غيرمعصوم تقاضاى آن را مىكند ، خواستار توجّه به آن مىباشد تا بتواند تشريعش را با تكوين و غيرتكوين از طريق شهود ، تطبيق دهد و امام - عليهالسّلام - خواستار دوام توجّه به آن رحمت معنوى است . در واقع حاجت : « لا تُخَلِّينِى مِنْ رَحْمَتِكَ » ، تقاضاى توجّه تام به او سبحانه و كمالات او است ، لذا پس از ذكر 53 اسم و صفت از حضرتش مىفرمايد :
- « أَنا ذا صَغِيرٌ فِى قُدْرَتِكَ بَيْنَ يَدَيْكَ ، راغِبٌ إِلَيْكَ مَعَ كَثْرَةِ نِسْيانِى وَ ذُنُوبِى ، وَ لَوْلا سَعَةُ رَحْمَتِكَ وَ لُطْفِكَ وَ رَأْفَتِكَ ، لَكُنْتُ مِنَ الْهالِكِينَ . » « 1 »
اين منم كه در برابر قدرتت كوچك و در پيشگاه توام و با وجود فراموشى و گناهان فراوان ، به تو علاقمندم . و اگر رحمت ، لطف و مهربانى فراگير تو نبود ، قطعاً از نابودشدگان و گمراهان بودم .
- « يا مَنْ هُوَ عالِمٌ بِفَقْرِى إِلى جَمِيلِ نَظَرِهِ وَسَعَةِ رَحْمَتِهِ ، أَسْأَلُكَ بِأَسْمائِكَ كُلِّها . . . أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ عَلى آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَرْحَمَنِى ، وَ تُقَدِّسَنِى بِلَمَحاتِ حَنانِكَ وَ مَغْفِرَتِكَ وَ رِضْوانِكَ . . . » « 2 »
اى خدايى كه به نيازمندى من به نظر زيبا و رحمت فراگيرت آگاهى ، به تمامى اسمايت از تو مىخواهم . . . كه برمحمّد و آل محمّد درود فرستى و به من رحم آرى و با گوشه چشمهاى مهر و مغفرت و خشنودىات ، پاكيزهام گردانى .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 546 .
( 2 ) . همان .