جرم ؛ مانع رضايت الهى از بنده
« جُرْم » در استعاذهى سوّم : « وَ أَعُوذُ بِكَ أَنْ تَحُولَ . . . جُرْمِى . . . دُونَ رِضْوانِكَ » جرم و خطايى است كه نگذارد بنده مؤمن از خشنودى الهى - كه برترين نعمت او سبحانه در دنيا و آخرت مىباشد - بهرهمند گردد ، چنان كه فرموده شده : « دُونَ رِضْوانِكَ » .
معناى اسراف
از اسراف به نفس در استعاذهى چهارم : « وَ أَعُوذُ بِكَ أَنْ تَحُولَ . . . إِسْرافِى عَلى نَفْسِى . . .
دُونَ نائِلِكَ » ، اعمال و كردارى را بايد در نظر گرفت كه بهرهمندى از آنها در عالم طبع ، بيش از احتياج ، سبب بازماندن از غرض غايى خلقت و يا بازماندن شخص مؤمن از ياد خدا شود و يا سبب ترك وظايف واجبى ، شخصى و اجتماعى وى مىگردد و در نتيجه ، محروميّت از عطاياى معنوى و اخروى الهى را در پى خواهد داشت ، چنان كه فرموده شده : « دُونَ نائِلِكَ » .
متابعت هوى ، موجب محروميت از بركات معنوى
از متابعت هوى در استعاذهى پنجم : « أَعُوذ بِكَ أَنْ تَحُولَ . . . إِتّباعَى هَواىَ . . . دُونَ بَرَكاتكَ » مىتوان پيروى از هواهاى نفسانىاى را در نظر گرفت كه نمىگذارد بنده مؤمن به مقاصد عاليه انسانيّت خود دست يابد و به فطرت توحيدى خويش توجّه نمايد و از عرض امانت و اخذ ميثاق و تعليم نامهاى الهى خبر داشته باشد ، ناچار از بركات معنوى ياد شده محروم خواهد ماند ، كه فرموده شده : « دُونَ بَرَكاتِكَ » .
قبح به كار بستن شهوات ، بيش از اقتضاى عالم بشريت
به كار بستن شهوات در استعاذهى ششم : « أَعُوذُ بِكَ أَنْ تَحُولَ . . . اسْتِعْمالِى شَهَواتِى . . .
دُونَ مَوْعدَكَ الْحَسَنِ الْجَمِيلِ . » ، به كار زدن مطلق شهواتى است كه بيش از اقتضاى عالم بشريّت است ، به گونهاى كه بنده مؤمن را از توجّه و عمل براى نيل به نعمتهاى
لَهُمْ