4 . توبهى نصوح از گناهان نكردن ، خداوند دربارهى تائبين ناصح مىفرمايد :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ
« 1 »
اى كسانىكه ايمان آوردهايد ، به درگاه خدا توبهاى راستين كنيد ، اميد است كه پروردگارتان ، بدىهايتان را از شما بزدايد .
5 . توجه به گناه وجودى و حجابهاى عالم طبع كه بنده را از رؤيت و شهود حضرت حقّ در دو جهان باز مىدارد و آن گناهى است عظيم و پاكى و بىتوجّهى به آن را مىتوان آمرزش بزرگ الهى به حساب آورد و خداوند متعال آن را يكى از نعمتهاى عدّهاى از اهل بهشت قرار داده و مىفرمايد :
وَ لَهُمْ فِيها مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ وَ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ
« 2 »
و در آن جا ، از هرگونه ميوه براى آنان [ فراهم ] است و [ از همه بالاتر ] آمرزش پروردگار آنها .
همه احتمالات را مىتوان مورد توجّه قرار داد ، چنان كه فرموده شده است : « دُونِ مَغْفِرَتِكَ » .
ظلم ؛ مانع از بهرهمندى از عنايات الهى
ممكن است مقصود از ظلم در استعاذه دوّم : « أَعُوذُ بِكَ أَنْ تَحُولَ . . . ظُلْمِى . . . دُونَ ثَوابِكَ » ، ظلم به نفْس يا ظلم به هر ذى روح يا ظلم به جامعه بشريّت از هر نظر باشد .
البته همه احتمالات را مىتوان مورد نظر قرار داد و محفوظ ماندن از چنين ظلمتهايى است كه سبب مىشود بندهى مؤمن از عنايات معنوى و اخروى حقّ سبحانه در دنيا و آخرت بهرهمند گردد ، چنان كه فرموده شده : « دُونَ ثَوابِكَ » .
هامش
( 1 ) . سورهى تحريم ، آيهى 8 .
( 2 ) . سورهى محمّد ، آيهى 15 .