لزوم پناهندگى به خداوند از اقتضائات عالم طبع براى معصوم و غير معصوم
پناهنده شدن به خداوند در جملههاى گذشته و اين جملهها و جملههاى ديگرى كه از آنها ياد مىشود : اوّلًا ، هر خواننده اهل ايمان را توجّه مىدهد كه چگونه بايد در اين جهان زيست نمايد و ثانياً ، مىفهماند كه در نحوهى زيستن ، بايد به خداوند متعال پناهنده شد و گرنه با اقتضاى عالم طبع و خصوصيّات آن ، از ابتلاى به آن امور گريزى نيست و ثالثاً ، معصوم - عليهالسّلام - مىفهماند كه ما نيز با داشتن مقام عصمت ، چون گرفتار عالم طبيعت هستيم ، از آن ابتلائات بيم داريم ( اگر چه محفوظ مىمانيم ) و مىگوييم : « أَعُوذُ بِكَ » و « لا تَكِلْنِى إِلى نَفْسِى » .
و خلاصه آن كه پناه بردن به خداوند در تمام امور گذشته و آينده ، بايد براى اين جهت باشد كه از نيل به غرض غايى از خلقت باز نمانيم تا آن كه اين مقصد به پايان رسد ، و كلام امام - عليهالسّلام - به اين معنا نيست كه : خداوند كه به تو عالم طبع داده و نعمتهايى را نيز براى حفظ آن قرار داده ، تو از آنها بهره مگير ! بلكه در مقام اين است ( بنابر آن چه ما مىفهميم ) كه از آن چه ممكن است اهل ايمان بدان متبلا گردند ، پيشگيرى نما . خداوند مىفرمايد :
وَ إِذا أَنْعَمْنا عَلَى الْإِنْسانِ أَعْرَضَ وَ نَأى بِجانِبِهِ
« 1 »
و چون به انسان نعمت ارزانى داريم ، روى مىگرداند و پهلو تهى مىكند .
وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآياتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْها
« 2 »
و كيست ستمكارتر از آن كس كه به آيات پروردگارش پند داده مىشود و از آن روى برمىتابد .
وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى
« 3 »
و هر كس از ياد من دل بگرداند ، در حقيقت زندگىِ تنگ [ و سختى ] خواهد داشت و روز رستاخيز او را نابينا محشور مىكنيم .
هامش
( 1 ) . سورهى اسراء ، آيهى 83 .
( 2 ) . سورهى كهف ، آيهى 57 .
( 3 ) . سورهى طه ، آيهى 124 .