تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور هدايت ( شرح معارف فرازهاى كليدى ادعيه بر اساس كتاب اقبال الاعمال) (فارسى) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣

مراحل رهايى انسان از شرك جلى تا شرك خفىّ اخفا

بشر به طور عموم ، غير از انبيا و اوصيا - عليهم‌السّلام - ، از زمانى كه به خود و كمالاتش توجّه پيدا مىكند ، تا پايان عمر مبتلا به شرك مىباشد ، مگر آن كه به مجاهده و تصفيه و تزكيه و تخليه و تحليه‌ى روحى خود بپردازد ، تا به تدريج ، توجّه به خود و كمالاتش از او گرفته شود و به مقام مخلَصيَّت نايل گردد و به همه‌ى وجود ، به خداى متعال توجّه نمايد و از خود تهى گردد و گرنه ، در تمام مراحل زندگى ( اگر خويش را در راه اسلام و ايمان قرار ندهد ) به شرك جلّى مبتلا خواهد بود و چنان چه تبعيّت از انبيا و اوصيا - عليهم‌السّلام - را پيشه خود قرار دهد ، رشد ايمانى پيدا خواهد كرد و توجّهش به حقّ بيشتر مىشود و از شرك جلّى جدايى مىگيرد و به شهود : « لا حَوْلَ وَ لاقُوَّةَ إِلّا بِاللَّهِ » نايل و به مرحله اعلاتر از ايمان گذشته راه خواهد يافت و رفته رفته از شرك جلّى در افعال و صفات خويش جدا مىگردد ، ولى هنوز گرفتار شرك خفىّ خواهد بود ؛ چرا كه تمام افعال و صفات خويش را در عين اين كه به خدا مىبيند ، هنوز او سبحانه را به ذات و نام‌ها مشاهده ننموده تا تكيه‌گاه افعال و صفات را به او سبحانه مشاهده كند . چون اگر با قوّه‌ى ايمان به اين معنى نيز راه يابد ، باز در شرك اخْفى به سر مىبرد ؛ زيرا هنوز به مقام احديّت - كه شهود عينيّت صفات با ذات ربوبى و نديدن كثرت نام‌ها است - راه نيافته و شاهد آن نگشته است . چون اين معنى نيز برايش حاصل شود و به مقام لا اسمى ولا رسمى نايل گردد ، باز در اثر ناچارى تماس با عالم خاكى و مظاهر نام‌ها و صفات الهى و ناتوانى در جدايى از توجّه به آن‌ها ، باز به حسابى در شركِ اخْفاى از اخْفى به سر مىبرد ، اگرچه خداوند آن را شرك به حساب نياورد . اين جاست كه مىبينيم حديث : « لِى مَعَ اللَّهِ وَقْتٌ . » « 1 » ؛ ( مرا با خدا وقتى است كه . . . ) جا و معناى خود را پيدا مىكند و شخص از خفىّ اخْفاى شرك نيز خلاصى مىيابد ، رَزَقَنَا
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 18 ، ص 360 .