وارث آن و آشكار بر هر چيز و كارگزار آن و نهانتر از هرچيز و محيط به آن است ، خدايى كه برتر و لذا چيره است و دارنده و لذا تواناست و نهان لذا آگاه مىباشد ، هم او كه پاداش دهندهى روز جزا و پروردگار عالميان است .
تفاوت ستايش در بخش فوق با بخش دوم دعا
امّا فرق بيانات بخش فوق با بيانات بخش دوّم : « أَلْأَوَّلُ قَبْلَ كُلِّ شَىْء . . . » تا آخر را مىتوان آن دانست كه امام - عليهالسّلام - ، در آن جا در مقام معرّفى حقّ سبحانه به فعل و صفت و اسم بوده ، كه در ابتدا ذكر از : « لا حَوْلَ وَ لاقُوَّةَ إِلّا بِاللَّهِ » آمده و در بخش فوق ، در مقام بيان علت انحصار ستايش به ذات حقّ مىباشد ، در آن جا : « أَلْأَوَّلُ فَلَيْسَ قَبْلَهُ شَىْءٌ . . . » و در اين جا : « أَلْأَوَّلُ قَبْلَ كُلِّ شَىْءٍ وَ الْخالِقُ لَهُ » فرموده تا دامنه وسيع ستايش او سبحانه را معرّفى بفرمايد ؛ و در آن جا : « وَ الْآخِرُ فَلَيْسَ بَعْدَهُ شَىْءٌ » و اين جا : « أَلْآخِرُ بَعْدَ كُلِّ شَىْءٍ وَالْوارِثُ لَهُ » فرموده تا علاوه بر وسعت دامنه ستايش ، فناى موجودات را در ذات خود بفهماند كه فرموده شده : « أَلْوارِثُ لَهُ » . نيز در آن جا : « وَ الظّاهِرُ فَلَيْسَ فَوْقَهُ شَىْءٌ » و در اين جا : « أَلظّاهِرُ عَلى كُلِّ شَىْءٍ وَ الْوَكِيلُ لَهُ » فرمود تا شايد علاوه بر علّت اختصاص ستايش براى او سبحانه ، بستگى اشياء را از نظر وجودى و كمالى به حقّ سبحانه بفهماند ، چنان كه فرموده شده است : « وَ الْوَكِيلُ لَه » .
در آن جا : « أَلْباطِنُ فَلَيْسَ دُونَهُ شَىْءٌ يُحْيِى وَ يُمِيتُ ، وَ هُوَ حَىٌّ لايَمُوتُ » و در اين جا :
« وَ الْباطِنُ دُونَ كُلِّ شَىْءٍ وَ الْمُحِيطُ بِهِ ، أَلَّذِى عَلا فَقَهَرَ ، وَ مَلِكَ فَقَدَرَ ، وَ بَطَنَ فَخَبَرَ » فرموده تا شايد بفهماند كه علاوه برعلّت اختصاص ستايش ، حضرت حقّ سبحانه كنار از مظاهر نمىباشد ، بلكه به هر چيز احاطه دارد و قاهر به عالم ملكيشان است و او سبحانه هر موجودى را به اقتضاى وجودىاش بهرهمند مىسازد :