و آيين پدرانم ، ابراهيم و اسحاق و يعقوب را پيروى نمودهام ، براى ما سزاوار نيست كه چيزى را شريك خدا كنيم ، اين از عنايت خدا بر ما و بر مردم است ، ولى بيشتر مردم سپاسگزارى نمىكنند .
- قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً
« 1 »
بگو : من هم مثل شما بشرى هستم ؛ و [ لى ] به من وحى مىشود كه خداى شما خدايى يگانه است ؛ پس هر كس به لقاى پروردگار خود اميد دارد ، بايد به كار شايسته بپردازد و هيچكس را در پرستش پروردگارش شريك نسازد .
- وَ أَنْ أَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً وَ لا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ * وَ لا تَدْعُ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَنْفَعُكَ وَ لا يَضُرُّكَ فَإِنْ فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذاً مِنَ الظَّالِمِينَ
« 2 »
و [ به من دستور داده شده است ] كه مستقيم و استوار به دين روى آور و زنهار از مشركان مباش و به جاى خدا چيزى را كه سود و زيانى به تو نمىرساند مخوان ، كه اگر چنين كنى ، در آن صورت قطعاً از جمله ستمكارانى .
( 1014 )
« أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَتَكَلَّفَ طَلَبَ ما لَيْسَ لِى وَ ما لَمْ تَقْسِمْهُ لِى . » « 3 »
به تو پناه مىآورم از اين كه درخواست چيزى را كه براى من نيست و برايم مقدّر نفرمودهاى ، به خود ببندم .
اين چند جملهى كوتاه ، درسى توحيدى - اخلاقى به خواننده مىدهد كه تا چه اندازه در طلب رزقها و خواستهها و مقدّرات ظاهرى و معنوىاش كوشش داشته
هامش
( 1 ) . سورهى كهف ، آيهى 110 .
( 2 ) . سورهى يونس ، آيات 105 و 106 .
( 3 ) . اقبال الاعمال ، ص 488 .