عمل به ظواهر شرع مقدّس و انجام وظايف و ترك محرّمات است - و يا مرحلهى اعلاى آن - خداوند را همواره به ياد داشتن و پرهيز از غفلتها و شرك خفىّ - باشد .
گمان مىشود احتمال دوم اراده شده باشد ، اگر چه احتمال اوّل هم براى نازل شدن به مرحله دوم ، از اهميّت خاصّى برخوردار است . خداوند مىفرمايد :
- يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ
« 1 »
اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، از خدا آن گونه كه حق پروا كردنِ از اوست ، پروا كنيد .
- وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها * فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها
« 2 »
سوگند به نفْس و آن كس كه آن را درست كرد ، سپس پليدكارى و پرهيزكارىاش را به آن الهام نمود .
- وَ الَّذِينَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدىً وَ آتاهُمْ تَقْواهُمْ
« 3 » و [ لى ] آنان كه به هدايت گراييدند ، [ خدا ] آنان را هر چه بيشتر هدايت بخشيد و [ توفيق ] پرهيزگارىشان داد .
اهميت عفاف در كمالات معنوى
امّا حاجت چهارم : « وَ انْ تَرْزُقْنا فِيهَا . . . الْعَفافَ » ، عفاف ، از صفات معنوى است و اگر كسى را روزى نشده باشد ، كى مىتواند آن را در تمام امور ظاهرى و معنوى پياده كند ؟
از اين رو فرموده شده : « أَنْ تَرْزُقَنِى » و تنها راهنمايى شدگان به سبيل هدايت و اهل تقواى حقيقىاند كه مىتوانند آن صفت را داشته باشند ، تا از هواهاى نفسانى و القائات شيطانى و توجّهات به عالم طبع بيش از اندازه . . . خود را به عنايات الهى حفظ نموده و عفاف داشته باشند . احاديث ذيل به اهميت عفاف توجه مىدهند :
هامش
( 1 ) . سورهى آل عمران ، آيهى 102 .
( 2 ) . سورهى شمس ، آيات 7 و 8 .
( 3 ) . سورهى محمّد ، آيهى 17 .