تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نور هدايت ( شرح معارف فرازهاى كليدى ادعيه بر اساس كتاب اقبال الاعمال) (فارسى) — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣
( 917 ) « أَللَّهُمَّ ! لا تُنْسِنِى ذِكْرَكَ . » « 1 » خداوندا ! يادت را فراموشم مكن .

درخواست عدم فراموشى ياد حق از سوى پروردگار و تحليل دقيق معناى آن

به راستى جمله فوق را نسبت به امام معصوم - عليه‌السّلام - و غير او چگونه مىتوان معنا نمود ؟ مگر ياد پروردگار جزو خميره وجودى معصومين - عليهم‌السّلام - و غير ايشان نمىباشد ؟ اوّلًا : بايد توجّه داشت كه مراد از اين ذكر ، ذكر لفظى و ذكر فكرى كه نام آن ( به اشتباه ) ذكر قلبى گذاشته مىشود نيست ؛ زيرا اقتضاى اين دو ، در بسيارى از عمر فراموشى است ، بلكه مىتوان گفت : مراد از ذكر ، ذكر تعليمى تكوينىِ :
وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها
« 2 » ؛ ( و [ خدا ] همه [ معانى ] نام‌ها را به آدم آموخت . ) و ذكرِ فطرىِ :
فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ
« 3 » ؛ ( همان سرشتى كه خدا مردم را بر آن سرشته است ، آفرينش خداى تغييرپذير نيست . ) و ذكر اخذ ميثاقىِ :
وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلِينَ
« 4 » ؛ ( و ايشان را بر خودشان گواه ساخت كه آيا من پروردگار شما نيستم ؟ گفتند : چرا گواهى داديم تا مبادا روز قيامت بگوييد : ما از اين [ امر ] غافل بوديم . ) مىباشد ؛ زيرا چنان ذكرى قابل آن است كه شخص مؤمن در عين توجه فطرى به آن ، صورتاً ( به سبب استقلال دادن به عالم خاكى ، در تمام حركات و سكون ) نتواند به امر فطرىاش عنايت داشته باشد و اين ، همان به فراموشى انداختن حقّ است ذكر و ياد خود را از بنده‌اش ؛ چرا كه بنده خود ، ابتدا آن را اختيار مىكند و خداوند نيز او را به اين اختيار رها مىنمايد . اين جاست كه بايد از او
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 443 . ( 2 ) . سوره‌ى بقره ، آيه‌ى 31 . ( 3 ) . سوره‌ى روم ، آيه‌ى 30 . ( 4 ) . سوره‌ى اعراف ، آيه‌ى 172 .