شهود در ايشان فعليّت پيدا نكرده ، مانند ديگر اشياء ، تنها تكويناً و به غير تكوين فقط گفتار آن را دارند ؟
مىتوان قول دوم را مورد توجه قرار داد ؛ زيرا همه مظاهر ذى شعور و غير ذى شعور ، تكويناً به تسبيحات چهارگانه متلبّساند و در منزلت غير تكوين ، جز بر تكوين نمىتوانند گوياى غير آن چهار ذكر باشند ، انسان و جنّ نيز تكليف دارند تا شهود بر ايشان حاصل نشده ، گفتارى بر وفق تكوين و غير تكوين داشته باشند . تنها انسان كامل ، چون انبيا و اوصيا - عليهمالسّلام - و تابعين واقعى آنانند كه مىتوانند حالًا و يا مقالًا ، با شهود تكوين و غير تكوين ، تشريع خويش را با گفتار آن تسبيحات پياده نمايند .
عدم توانايى ستايش غيرمحدود توسط محدود
به طور خلاصه جملههاى دعا در هر چهار تسبيح ، در مقام اين است كه مخلوق محدود ، قدرت ستايش غيرمحدود به چهار تسبيح را ندارد ؛ زيرا در 4 مورد فرموده شده : « كَما يُحِبُّ » و « كَما هُوَ أَهْلُهُ » و « كَما يَنْبَغِى لِكَرَمِ وَجْهِهِ وَ عِزِّ جَلالِهِ » و اين تعبيرات ، حكايت از بيانى مىكند كه ذكر شد .
نيز ممكن است دعا ، به عدد تسبيح و تكبير و تحميد و تهليل نظر داشته باشد .
( 884 )
« أَللَّهُمَّ ! إِنَّكَ تَرْمِى وَ لا تُرْمى ، وَ أَنْتَ بِالْمَنْظَرِ الْأَعْلى ، وَ [ إِنَّ ] إِلَيْكَ الرُّجْعى وَالْمُنْتَهى ، وَ لَكَ الْآخِرَةُ وَالْأُولى . » « 1 »
خداوندا ! تو مىافكنى و كسى نمىتواند تو را مورد هدف قرار دهد و در بالاترين تماشاگاه قرار دارى و بازگشت و منتها [ ى هر چيز ] ، فقط به سوى تو و دنيا و آخرت از آنِ توست .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 431 .