احاطه مطلق حق تعالى بر اشياء
پيش از اين ، بيانى شبيه اين جملهها و توضيحاتى در اطراف آنها گذشت . نظر به اين كه جملههاى فوق ذيل بيان آياتى توحيدى واقع شده و علاوه ، به جاى : « إِنَّكَ تَرْمِى وَ لا تُرْمى » كه در جملههاى گذشته بود ، « تَرمِى و لا تَرمى » آمده ، علاوه بر بيانات پيشين از اين توضيح ناگزيريم كه : امام - عليهالسّلام - گويا پس از همه چيز و همه كاره دانستن خداوند ( با بيانات قرآنى ) مىفرمايد : اين تويى كه همه چيز را زير نظر دارى و آنها را مورد عنايت خويش قرار مىدهى و هيچ چيز از حيطهى حضرتت خارج نمىباشد .
توضيح آن كه عالم مُلك و تمام امور و كمالاتشان ، منشأ گرفته از ملكوتشان كه نامها و صفات حق سبحانه مىباشند و البته نامها و صفات او نيز از ذاتش جدا نيستند . پس در واقع اوست كه مظاهر را نشانه مىگيرد و يا قصد مىكند : « لا تَرمِى و لا تُرْمى » و هيچ موجودى ( پيش از آن كه او نشانه و يا قصدش را بنمايد ) ، نمىتواند از خود اظهار وجود داشته باشد . بنابراين ، جملههاى ذيل دو جمله فوق : « وَ أَنْتَ بِالْمَنْظَرِ الْأَعْلى . . . » ، در مقام تثبيت و تعليل بيان آن دو مىباشد ، فتأمّل .
( 885 )
« أَللَّهُمَّ اجْعَلْ فِى قَلْبِى نُوراً ، وَ فِى سَمْعِى نُوراً ، وَ فِى بَصَرِى نُوراً ، وَ مِنْ بَيْنِ يَدَىَّ نُوراً ، وَ مِنْ خَلْفِى نُوراً ، وَ مِنْ فَوْقِى نُوراً ، وَ مِنْ تَحْتِى نُوراً ، وَ أَعْظِمْ لِىَ النُّورَ ، وَاجْعَلْ لِى نُوراً أَمْشِى بِهِ فِى النّاسِ ، وَ لا تَحْرِمْنِى مِنْ نُورِكَ يَوْمَ أَلْقاكَ . » « 1 »
خداوندا ! در دل ، گوش ، چشم و از پيش رو و از پشت سر و از بالا و پايينم نور قرار ده و نورم را با عظمت كن و براى من نورى قرار ده كه به وسيلهى
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 431 .