لِسانَهُ الَّذِى يَنْطِقُ بِهِ ، وَ يَدَهُ الَّتِى يَبْطِشُ بِها . » « 1 »
و هيچ بندهاى با چيزى محبوبتر از آن چه كه بر او واجب نمودهام ، به سوى من نزديكى نجست ، به راستى كه بنده با انجام كار مستحبّى ، به سوى من نزديكى مىجويد تا اين كه او را دوست بدارم و آن گاه كه دوستش داشتم ، گوش او مىشوم كه بدان مىشنود چشم او مىشوم كه به وسيلهى آن مىبيند ، زبان او مىشوم كه به آن سخن مىگويد و دست او مىشوم كه بدان [ چيزها را ] مىگيرد .
و در حديث معراج در صفات عاملين به رضاى پروردگار آمده :
« وَ لَأَسْتَغْرِقَنَّ عَقْلَهُ بِمَعْرِفَتِى ، وَ لَأَقُومَنَّ لَهُ مَقامَ عَقْلِهِ . » « 2 »
و قطعاً عقل او را غرقهى معرفتم خواهم نمود و خود ، به جاى عقل او خواهم نشست .
تمام احتمالات چهارگانه را مىتوان نسبت به امور هفتگانه پيش از : « أَعْظِمْ لِىَ النُّورَ » ، مورد توجه قرار داد ؛ ولى احتمال چهارم قوىتر است ، به خصوص كه بعد از امور هفتگانه : « أَعْظِمْ لِىَ النُّورَ » آمده و ممكن است اين جمله ، به مقام و منزلت احديّت و يا به منزلت بقاى بعد الفناء اشاره داشته باشد ، واللَّه العالم .
نور در ميان مردم ؛ نور تقوا ، ايمان و فطرت
منظور از نور در جملهى : « وَاجْعَلْ لِى نُوراً أَمْشِى بِهِ فِى النّاسِ » ، نور ايمان و تقوا و فطرت باشد ، چنان كه خداوند مىفرمايد :
- يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ
« 3 »
اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، از خدا پروا داريد و به پيامبر او بگرويد تا از رحمت خويش ، شما را دو بهرهى كامل عطا كند و براى شما نورى قرار دهد كه به [ بركت ]
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 352 ، حديث 7 .
( 2 ) . وافى ، ج 3 ، ابواب المواعظ ، باب مواعظ اللَّه سبحانه .
( 3 ) . سورهى حديد ، آيهى 28 .